مسجدچهارده معصوم(ع)وپایگاه سردارشهیدشوریده شهرستان گناباد
کانون فرهنگی و هنری آیت الله خامنه ای شهرستان گناباد......................ماذوالفقار حیدریم-فدائیان رهبریم
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 تیر 1390 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)

ضمن عرض ادب و تقدیر از حضورتان......

استدعا دارم با این کلیپ زیبا همراهم باشید....................

ودعا بفرمایید که این آرزو برآورده شود برای همه عاشقان......................

[]



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 بهمن 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
کسب عنوان برگزیده هیئت داوران آستان قدس رضوی توسط نوجوان مسجد..............


با اعلام نتایج مسابقات عکاسی
لحظه های عاشورای
توسط آستان قدس رضوی
عکس ارسالی توسط
دانش آموز عزیز
خانم زینب رازی 
موفق شد به عنوان منتخب هیئت داوران انتخاب شود

نتایج فراخوان عکس «لحظه های عاشورایی » به شرح زیر اعلام می گردد :

نفرات برتر:
 
نفر اول    زهرا وجدانی
   نفر دوم    حمیدرضا قربانی
      نفر سوم    محمدحسین محمدی
نفر چهارم    سکینه علیان




نفرات منتخب هئیت داوران :
                                                
                                                                  
                                     
محمد حسن سلیمی  فاطمه رمضانیانطهورا کیمیائی
سجاد محمدی یزدیزینب سادات هوشیار حسینیفاطمه مبرهن قاسم آبادی
علیرضا میرزاییمحمدعرفان اسدی مشیزی  محبوبه قانعی مقدم
زهرا محمدی  آتنا جبارلوی شبستریعلیرضا کاووسی
سید محمد حسن انجوفاطمه آیتیزینب رازی
سید امین هاشمیحمید جعفریانیامیر حسین حسن پور
خانم خادمعلی سبزکار کاشانی


برای مشاهده تصاویر منتخب هیئت داوران اینجا را کلیک نمائید .



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 دی 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
آدرس گروه تلگرامی مسجد چهارده معصوم (علیهم السلام ) شهرستان گناباد

htt://telegram.me/joinchat/D_8FtkBY7PFn2BYHI4TGOO

با ما همراه باشید لطفا.......


نوشته شده در تاریخ شنبه 18 دی 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
نیمه شعبان سال 1369 بود. گفتیم امروز به یاد امام (عجل الله تعالی فرجه) می گردیم.
 اما فایده نداشت. خیلی جستجو کردیم. پیش خودم گفتم: 
«یا امام زمان! یعنی می شود بی نتیجه برگردیم.»
خاطرات کوتاهی از عملیات تفحص شهدا

شهید مهدی منتظر قائم

 نیمه شعبان سال 1369 بود. گفتیم امروز به یاد امام (عجل الله تعالی فرجه) می گردیم. اما فایده نداشت. خیلی جستجو کردیم. پیش خودم گفتم: «یا امام زمان! یعنی می شود بی نتیجه برگردیم.» در همین حین، 5-4 شقایق را دیدم که برخلاف شقایق ها که تک تک می رویند، آنها دسته ای روییده بودند. گفتم حالا که دست مان خالی است، شقایق ها را می چینم و برای بچه های می برم. شقایق ها را که کندم، دیدم روی پیشانی یک شهید روییده اند. او نخستین شهیدی بود که در تفحص پیدا کردیم، شهید «مهدی منتظر قائم».

آبی گوارا

در فکه کنار یکی از ارتفاعات، تعدادی شهید پیدا شدند که یکی از آنها حالت جالبی داشت. او در حالی روی زمین افتاده بود که دو دبه پلاستیکی 20 لیتری آب در دستان استخوانی اش بود. یکی از دبه ها ترکش خورده و سوراخ شده بود. ولی دبه دیگر، سالم و پر از آب بود. درِ دبّه را که باز کردیم، با وجود این که حدود 12 سال از شهادت این بسیجی سقا می گذشت، آب آن بسیار گوارا و خنک مانده بود.

خاطرات کوتاهی از عملیات تفحص شهدا

دستخط پسرمه

پیکر یکی از شهدا به نام «احمدزاده» را که براساس شواهد دوستانش پیدا کرده بودیم، هیچ پلاک و مدرکی نداشت، تحویل خانواده اش دادیم. مادر او با دیدن چند تکه استخوان، مات و مبهوت، فقط می گفت: «این بچه من نیست!» حق هم داشت. او در همان لحظات، تکه پاره های لباس شهید را می جست که ناگهان چیزی توجه اش را جلب کرد. دستانش را میان استخوان ها برد و خودکار رنگ و رو رفته ای را در آورد. با گوشه چادر، بدنه خودکار را پاک کرد. سریع مغزی خودکار را درآورد و تکه کاغذی را که داخل بدنه آن لوله شده بود، خارج ساخت.

اشک در چشمانش حلقه زد. همه متعجب شده بودند که چه شده، دیدیم بر روی کاغذ لوله شده نوشته شده: «احمدزاده». مادر آن را بوسید و گفت: «این دست خط پسرم، این پیکر پسرمه، خودشه.»

عشقعلی

آخرین روز سال امام علی صلوات الله علیه بود. به دوستان گفتم امروز آقا به ما عیدی خواهد داد. در زیارت عاشورای آن هم متوسل شدیم به منظور عالم حضرت علی (صلوات الله علیه). همه بچه ها با اشکر و گریه، آقا را قسم دادند که این شهیدان به عشق او به شهادت رسیده اند، از امیرالمومنین (صلوات الله علیه) خواستیم تا شهید بیاییم. رفتیم پای کار. همه از نشاط خاصی برخوردار بودیم و مشغول کندوکار شدیم.

آن روز اولین شهیدی را که یافتیم، با مشخصات و هویت کامل پیدا شد. نام کوچک او «عشقعلی» بود.

خاطرات کوتاهی از عملیات تفحص شهدا

ابوالفضل ابوالفضلی

روز ولادت آقا امام رضا (صلوات الله علیه) بود و رمز ما یا ابوالفضل (علیه السلام). محل کارمان هم طلائیه بود. اولین شهید کشف شد. شهید «ابوالفضل خدایار»، گردان امام محمدباقر (صلوات الله علیه)، گروهان حبیب و از بچه های کاشان. گفتیم اگر شهید بعدی هم اسمش ابوالفضل بود، این جا گوشه ای از حرم آقا ابوالفضل (علیه السلام) است. رفتم پشت بیل و زمین را کندم که بچه ها پریدند داخل چاله. خیلی عجیب بود. یک دست شهید از مچ قطع شده که داخلی مشتش، جیره های شب عملیات (پسته و ...) مانده بود. آب زلالی هم از حفره خاکریز بیرون می ریخت. گفتیم آب از قمقمه ای است که کنار پیکر شهید است؛ اما قمقمه خشک خشک بود. با پیدا شدن پیکر، آب قطع شد. وقتی پلاک شهید را استعلام کردیم، دیگر دنبال آب نبودیم، جواب را گرفتیم. شهید «ابوالفضل ابوالفضلی» گردان امام محمدباقر (صلوات الله علیه)، گروهان حبیب که او هم بچه کاشان بود.

حسین جانم!

یکی از شهدا که داخل یک سنگر نشسته بود و ظاهراً تیر یا ترکش به او اصابت کرده و شهید شده بود را یافتیم. خواستم بدنش را داخل یک کیسه بگذاریم و جمع کنیم که انگشت و انگشتر وسط دست راست او نظرمان را جلب کرد. از آن جالبتر این که، تمام بدن کاملا اسکلت شده بود، ولی آن انگشت، سالم و گوشتی مانده بود. خاک های روی عقیق انگشتر را که پاک کردیم، اشک همه مان درآمد. روی آن نوشته شده بود: «حسین جانم!»

خاطرات کوتاهی از عملیات تفحص شهدا

سه ساله و سه شهید

آن روز با رمز «یا حضرت رقیه (سلام الله علیها)» به راه افتادیم. خیلی عجیب بود، ماشین، کنار یک خرابه خاموش شد. به آقا جعفر گفتم: «رمز یا رقیه است و این هم خرابه، حتما شهید پیدا می کنیم»

کنار جاده دو شهید پیدا شد و من هم روضه خرابه شام خواندم. گفتم یک شهید دیگر هست، باید پیدا شود. خیلی گشتم، اثری نبود. خبر رسید که دو پیکر دیگر نیز پیدا شد. به راه افتادیم. وقتی پیکرها را دیدیم، یکی از آنها جسد یک عراقی بود. به آقا جعفر گفتم: «رمز، دختر سه ساله، محل کشف، کنار خرابه، تعداد شهید، سه تا به تعداد سن حضرت رقیه.»

زیارت دوم را هم بخوان

گفتم دقت کنید، مثل این که امروز قراره خبری بشه. یکی از بچه ها به شوخی گفت: «الله اکبر، لشکر ما هم می خواهد شهید بده، التماس دعا، شفاعت یادت نره و ...»

وسط میدان مین بودیم. گفتم بچه ها مواظب باشید. ناگهان یکی از بچه ها فریاد زد: «شهید!» از فریاد او، همه ترسیدیم. بعد از بیرون آوردن پیکر، شهید هیچ مدرکی نداشت و یک پایش هم نبود. گفتم: «بچه ها نذری بکنیم، هر کجا پلاک پیدا شد، یک زیارت عاشورا بخوانیم.»

یکی از بچه ها گفت: «یکی هم برای پایش» یکی دیگر از بچه ها هم به شوخی گفت: «شانس آوردیم فقط یک پا و یک پلاکش نیست، و گرنه دو سه روز باید این اتراق می کردیم.» چند دقیق بعد، پاو پوتین که از مچ قطع شده بود ،پیدا شد. زیارت را خواندیم. غروب برگشتیم مقر، اما پلاک پیدا نشد. همان کسی که شوخی می کرد، آمد و گفت: «زیارت عاشورای دوم را بخوان! هویت شهید روی زبونه پوتین نوشته شده.»

به یاد شهدای گمنام

در طلائیه کار می کردیم. برای ماموریتی به اهواز رفته بودم. عصر که برگشتم، دیدم بچه ها خیلی شاد هستند. آنها سه شهید پیدا کرده بودند که فقط یکیشان گمنام بود. بچه ها خیلی گشتند. چیزی همراهش نبود. گفتم یک بار هم من بگردم. آن شهید، لباس فرم سپاه به تن داشت. چیزی شبیه دکمه پیراهن در جیبش نظرم را جلب کرد. خوب دقت کردم. دیدم یک تکه عقیق است که انگار جمله ای روی آن حک شده است. خاک و گل ها را کنار زدم. رویش نوشته شده بود: «به یاد شهدای گمنام» دیگر نیازی نبود دنبال پلاکش بگردم. می دانستم که این شهید باید گمنام بماند، خودش خواسته!

من یکی از شهدا هستم ...

در سال 1373 تعدادی از شهدای گمنام را به معراج شهدا آوردند. در همان شب یکی از کارکنان معراج در خواب می بیند که فردی به او می گوید: « من یکی از شهدای گمنامی هستم که امشب آورده اند. سال هاست که خوانده ام خبری از من ندارند. شما زحمت بکش و برو مدارکم را که شامل پلاک، کارت و چشم مصنوعی من است و داخل کیسه ای گلی به همراه پیکرم می باشد، بردار و بگو که مشخصات مرا ثبت کنند.» بعد از این که این برادر خوابش را بازگو می کند، کسی تحویلش نمی گیرد، اما با دیدن مجدد این خواب و با اصرار او، پیکرهای شهدا بررسی می شوند و در کنار یکی از اجساد، کیسه ای پیدا می شود که با گل همراه بود و برادران تفحص چون احتمال داده بودند از خاک شهید است، ضمیمه جسد کرده بودند. چیزهایی که شهید گفته بود، درون آن بود. بعد از شناسایی جسد، معلوم شد که ایشان در سال 1365 مفقود الاثر شده است و در سال 1361 هم یکی از چشم هایش را از دست داده بود.

سربند یا زهرا

همراه نیروهای عراقی مشغول جستجو بودیم. فرمانده این نیروها دستور داده بود در ظرفی که ایرانی ها آب می خورند، حق آب خوردن ندارند. هم کلام شدن با ایرانی ها خشم این افسر را در پی داشت.

روزی همین افسر به من التماس می کرد که : «تو را به خدا این سربند را به من امانت بده. من همسرم بیماره، به عنوان تبرک ببرم. براتون بر می گردونم.» روی سربند نوشته شده بود: «یا فاطمه الزهرا» سربند را داخل یک نایلون گذاشتم و تحویلش دادم. اول بوسید و به چشمانش مالید. بعد از چند روز برگرداند. باز هم بوسید و به سینه و سرش کشیدو تحویل مان داد. از آن به بعد، سفره غذای عراقی ها با ما یکی شد.

سر سفره دعا می کردیم، دعا را هم این افسر عراقی می خواند: «الهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک.»

حسین پرزه ای، اعزامی از اصفهان

روز تاسوعا قرار شده بود پنج شهید گمنام در شهر دهلران طی مراسمی تشییع شوند. بچه های تفحص، پنج شهید را که مطمئن بودند گمنام هستند، انتخاب کردند. ذره ذره پیکر را گشته بودند. هیچ مدرکی به دست نیامده بود. قرارشد در بین شهدا، یکی از آن ها را که سر به بدن نداشت، به نیابت از ارباب بی سر، آقا اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) تشییع و دفن شود. کفن ها آماده شد. شهدا یکی یکی طی مراسمی کفن می شدند. آخرین شهید، پیکر بی سر بود. حال عجیبی در بین بچه ها حاکم بود. خدایا! این شهید کیست که توفیق چنین فیضی را یافته، تا به نیابت از ارباب در این جا تشییع شود؟ ناگهان تکه پارچه های از جیب لباس شهید به چشم خورد. روی آن نوشته بود که به سختی خوانده می شد: «حسین پرزه ای، اعزامی از اصفهان»

شهیدی روی سیم خاردار

به یک میدان مین وسیع در فکه برخوردیم. نزدیک که شدیم، با صحنه ای عجیب روبه رو شدیم. اول فکر کردیم لباس یا پارچه ای است که باد آورده، اما جلوتر که رفتیم، متوجه شدیم شهیدی است که ظاهرا برای عبور از سیم های خاردار، خود را بر روی آنها انداخته تا به بقیه به سلامت بگذرند. بند بند استخوان های بدن داخل لباس قرار داشت و در غربتی دوازده ساله روی سیم خاردار درار کشیده بود.



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 دی 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)

معنی موفقیت

اینکه اغلب بخندی و زیاد بخندی، اینکه هوشمندان به تو احترام بگذارند و کودکان با تو همدلی کنند، اینکه تحسین منتقدان منصف را بشنوی و خیانت دشمنان دوست نما را تحمل کنی. اینکه زیبایی را درک و تحسین کنی، در دیگران بهترین ویژگیها را ببینی و بیابی، و دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفتی، تحویل دهی: خواه با فرزندی خوب، خواه با باغچه ای سرسبز و خواه با بهبود شرایط اجتماعی.
...حتی اگر بدانی یک نفر، با بودن تو، ساده تر نفس کشیده است، تو موفق شده ای
 
(منبع: آیه های زمینی - امرسون (بر گرفته از نوشته های دکتر شعبانعلی)



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 آذر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
هفته وحدت

امیرالمومنین (علیه السلام) در بخشی از خطبه 192 نهج البلاغه، که به خطبه قاصعه معروف است، به علل پیروزی و شکست ملت ها اشاره می کنند و در ابتدای این بخش از سخنان خود به امت اسلامی تلنگری می زنند و مسئله ای را با توجه به احوال گذشتگان متذکر می شوند که امت های اسلامی برای حفظ عزت جامعه اسلامی باید این تذکرات را سرمشق زندگی خود قرار دهند.
حضرت در ابتداء می فرمایند: «از كیفرهایى كه بر اثر كردار بد و كارهاى ناپسند بر امّت هاى پیشین فرود آمد خود را حفظ كنید، و حالات گذشتگان را در خوبى ها و سختى ها به یاد آورید، و بترسید كه همانند آنها باشید. پس آنگاه كه در زندگى گذشتگان مطالعه و اندیشه مى كنید، عهده دار چیزى باشید كه عامل عزّت آنان بود، و دشمنان را از سر راهشان برداشت، و سلامت و عافیت زندگى آنان را فراهم كرد و نعمت هاى فراوان را در اختیارشان گذاشت، و كرامت و شخصیّت به آنان بخشید، كه از تفرقه و جدایى اجتناب كردند، و بر وحدت و همدلى همّت گماشتند، و یكدیگر را به وحدت واداشته به آن سفارش كردند.
و از كارهایى كه پشت آنها را شكست و قدرت آنها را در هم كوبید، چون كینه توزى با یكدیگر، پركردن دلها از بخل و حسد، به یكدیگر پشت كردن و از هم بریدن و دست از یارى هم كشیدن، بپرهیزید.» [1]

وحدت، عامل پیروزی
حضرت (علیه السلام)، وحدت را از عوامل پیروزی دانسته و از جمله آثار وحدت را اینگونه بیان می کنند و می فرمایند: «پس اندیشه كنید كه (بنی اسرائیل) چگونه بودند آنگاه كه وحدت اجتماعى داشتند، خواسته هاى آنان یكى، قلب هاى آنان یكسان، و دست هاى آنان مدد كار یكدیگر، شمشیرها یارى كننده، نگاه ها به یك سو دوخته و اراده ها واحد و همسو بود. آیا در آن حال مالك و سرپرست سراسر زمین نبودند و رهبر و پیشواى همه دنیا نشدند؟» [2]

تفرقه، عامل شکست
سپس حضرت یکی از عوامل شکست ملت ها را اختلاف بیان می کنند و سرانجام اختلاف و تفرقه را هم گوشزد می کنند و می فرمایند:
«پس به پایان كار آنها نیز بنگرید، در آن هنگام كه به تفرقه و پراكندگى روى آوردند، و مهربانى و دوستى آنان از بین رفت و سخن ها و دل هایشان گوناگون شد، از هم جدا شدند، به حزب ها و گروه ها پیوستند، خداوند لباس كرامت خود را از تنشان بیرون آورد و نعمت هاى فراوان شیرین را از آنها گرفت و داستان آنها در میان شما عبرت انگیز باقى ماند.» [3]

نسخه ای برای همیشه
این کلام نورانی امیر بیان، همچون کلام وحی چنان زنده و تازه است، گویا برای مردمان این عصر بیان شده است.
امت چند فرقه ی اسلامی اگر بخواهند در برابر دشمنان متحد، قد علم کنند و عزتمندانه نقشه های شیطانی، شیطان بزرگ و ایادی اش را خنثی کنند، چاره ای جز این ندارند که سر بر آستان امام (علیه اسلام) فرود آورند و زمزمه های حیات بخش او را بعد از شنیدن، در جان خود رسوخ دهند و سپس با اعتقاد کامل بدان عمل کنند.
آری راه عزت امروز مسلمین، چیزی جزء وحدت نیست. مسئله ای که به خاطر مسائل کلامی بین فرقه های اسلامی تحت الشعاع قرار گرفته و دشمن از همین شکاف استفاده کرده و مسلمانان خام اندیش را به جان یکدیگر انداخته و خود حکمرانی می کند و با این کار چهره ی زیبای اسلام را کریه و بد منظر جلوه داده است.
در حالیکه خدای متعال از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به عنوان رحمت یاد کرده، آنهم رحمتی به وسعت تمام عالم. قرآن می فرماید: «وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ [انبیاء/107] ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم.»
آیا می شود آورنده ی دینی برای جهانیان، مصداق رحمت باشد و کتابی هم که می آورد کتاب رحمت باشد، اما آموزه های این دین مغایر با رحمت باشد؟
اما چرا امروزه در دنیا، چهره‌ی اسلام و مسلمین به عنوان خشونت و تروریسم معرفی می شود؟
آیا این مسلمان کشی هایی که در عراق و سوریه و یمن و بحرین و دیگر ممالک اسلامی و توسط خود مسلمین اتفاق می افتد، نتیجه ای غیر از اختلاف بین مسلمانان است، که دشمن نهایت استفاده را از آن برده است و بدین وسیله اسلام هراسی را در دنیا به راه انداخته است.
آیا وقت آن نرسیده است که به بیان نورانی حضرت امیر (علیه السلام) برگردیم و عزت را در وحدت جستجو کنیم؟
در پایان گفتاری را از مقام معظم رهبری پیرامون اهمیت حفظ وحدت بیان می کنیم:
«یكی از دستورات قرآن این است كه آحاد امت اسلامی با یكدیگر متحد باشند؛ دست در دست یكدیگر بگذارند: «وَ اعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا [آل عمران/103] و همگی به ریسمان خدا [قرآن و اسلام، و هرگونه وسیله وحدت‌]، چنگ زنید و پراکنده نشوید.» این خطاب به كیست؟ خطاب به ما است، خطاب به ملت ایران است، خطاب به ملت های مسلمان كشورهای اسلامی است، خطاب به همه‌ی مؤمنین به اسلام در سراسر دنیا است. ما به این عمل می كنیم؟
نقطه‌ی مقابل این آموزش قرآنی، آموزش استعماری است؛ اختلاف میان مسلمانان. یک عده، یک عده‌ی دیگر را تكفیر كنند، لعن كنند، خود را از آنها بری بدانند. این چیزی است كه امروز استعمار می خواهد، برای اینكه ما با هم نباشیم.» [3]

___________________________
پی نوشت:
[1]. خطبه 192 نهج البلاغة، سیدر ضی، ترجمه دشتی، ص281، نشر دیوان، سال نشر 1390.
[2]. همان.
[3]. همان.
[4]. بیانات معظم له در دیدار شرکت‌کنندگان در مسابقات بین‌ المللی قرآن کریم، 1392/03/18.



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 آذر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
خدمت به خلق


نوشته شده در تاریخ شنبه 6 آذر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
کسب مقام نمونه و برتر کشوری توسط پایگاه مقاومت شهید شوریده

پایگاه مقاومت سردار شهید مهندس حسین شوریده

با لطف و عنایت چهارده معصوم(علیهم السلام)وفرماندهی بسیجی عزیز جناب آقای حاج عباس رازی

و حضور حماسی بسیجیان دریادل پایگاه

موفق شد در استان خراسان رضوی به عنوان تنها پایگاه برتر به مرحله کشوری راه پیدا کند و در مرحله کشوری هم

به عنوان یکی از ده پایگاه برتر انتخاب شده و مورد تفقد و تقدیر مقام عظمای ولایت در دیدار حضوری و

جناب آقای سردار نقدی بصورت کتبی قرار گیرد.

این افتخار بی سابقه را به تمامی دریادلان بسیجی شهرستان صمیمانه  تبریک و تهنیت می گوییم.

امیدواریم تلاشهای انجام گرفته همانطور که مورد رضایت ولی امرمان بوده

مورد عنایت حضرت حجت هم قرار بگیرد انشاءالله


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 آبان 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)

کربلایی احمد میرزا حسینعلی تهرانی:

روزی یکی از کودکانم وقتی خیلی کـوچک بود، از یکی از دوستانم

تقاضای پول کرد. 

من بـی انـدازه از این قـصـه نـاراحـت شـدم؛ و بـا خـودم گـفتـم که

چرا این کودک با وجود من، نظر به غیر من کرده است؟ 

همانجا، از طرف خداوند نیز هـمین حالت را احـساس کردم، کـه او

دوسـت نـدارد بـنـده اش بـا وجـود او ، نــظـر بـه غـیـر او بـیـانـدازد؛ 

و لذا می گوید: ای بنده ی من ، ادعونی استجب لکم ...






نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 آبان 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
 نیکی به پدر ومادر و احترام به آنها از وظایف اصلی اولاد بوده و
 کوچکترین بی احترامی باعث خسران در دنیا و آخرت می گردد.
حجت الاسلام والمسلمین ابراهیم بهاری کارشناس مسائل مذهبی در گفتگویی در خصوص احترام به پدرو مادر اظهار کرد: آیات و روایات بسیاری در باب احترام به پدر ومادر در قرآن کریم و احادیث اهل بیت (ع) وجود دارد که بروجوب این امر مهم تاکید می کند.

وی افزود: پیامبر اکرم(ص) می فرماید:« جبرئیل آنچنان درباره احترام به پدر و مادر به من سفارش کرد که من تصور کردم این دو خدای روی زمین من هستند و اعمال من با بیان نظر این دو در قیامت تایید یا رد می شود » و این در اصل اوج مقام پدر و مادر هست که در روایات متعدد به آن اشاره شده است. 

بهاری عنوان کرد: در قرآن کریم خداوند متعال در چندین آیه مجموعه انسان هارا بانصایح لقمان به فرزندش راهنمایی می کند و می فرماید  :« وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ ﴿۱۳﴾،و [یاد كن] هنگامى را كه لقمان به پسر خویش در حالى كه وى او را اندرز مى‏ داد گفت اى پسرك من به خدا شرك میاور كه به راستى شرك ستمى بزرگ است؛و بعد از آن می فرماید:« وَوَصَّیْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْكُرْ لِی وَلِوَالِدَیْكَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ ﴿۱۴﴾ ، و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كردیم مادرش به او باردار شد
سستى بر روى سستى و از شیر باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش كردیم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است.»

وی خاطرنشان کرد: در قرآن کریم و روایات متعدد با جمله "و بالوالدین احسانا" مواجه شده ایم لذا این جمله به این معناست که شما تا جان در بدن دارید نسبت به پدر ومادر وظیفه دارید حتی اگر آنها در قید حیاط نباشند.این کارشناس مذهبی با اشاره به آیات  23 و 24 سوره اسراء تاکید کرد: خداوند می فرماید:« وَ قَضى‏ رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَریماً(23)، وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُماکَما رَبَّیانی‏ صَغیراً  (24) ، و پروردگارتو مقرر كرد كه جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان كنید اگر یكى از آن دو یا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شایسته بگوى و از روی مهربانی در برابر آنها بال های خضوع و ذلّت فرودآر ، و بگو: پروردگارا هر دو را رحمت کن به پاس آنکه مرا در خردی ( از روی رحمت ) تربیت کردند.» لذا در این آیات نیز به آیه "وبالوالدین احساناً" اشاره شده و خداوند میفرماید حتی در زمان پیری و کهنسالی نباید آنها را تنها گذاشته و حق "اف"گفتن به آنها را هم ندارید.

وی در رابطه با معنای واژه "اف" تشریح کرد: حق "اف" گفتن یعنی در هر جایگاهی ومقامی  که هستید در قبال پدر و مادر وظیفه دارید واگرآنها ناراضی باشند، حتی به اندازه یک نگاه غضب آلود ، شما دچار خسران در دنیا وآخرت خواهید شد لذا باید مراقب باشید تا حتی به آنها پرخاشگری هم نکنید.

بهاری در خصوص ابعاد شخصیت مادر گفت: زن دارای دو شخصیت است، یکی شخصیت زنانگی و دیگری مادر بودن اما در شخصیت مادربودن زن بدون محدودیت به فرزند خود خدمت کرده و اختیار تام نسبت به اولاد را دارد و لذا بر حق مادر بیشتر از پدر تاکید شده است. 

وی افزود: پیامبر اکرم(ص) فرمودند:« اگر کسی به پدر و مادر خود ظلم کرده و آق شود ، بوی بهشت هم به او نمی رسد و عذاب خواهند شد .»

بهاری در پایان گفت:امام صادق(ع) می فرمایند:«سه گروه قطعاعاقبت به خیر هستند، یک آنهایی که با خدا رفاقت می کنند، دوم آنها که به اهل بیت محبت می کنند و سوم آنهایی که حرمت پدر و مادرشان را نگه می دارند.»


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 آبان 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
گزارش مصور عزاداری در شب شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیها)..................


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 آبان 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
مظلومیت شهید مصیبی .............................

دیدن چهره و نام شهیدای عزیز بر مکانهای مختلف باعث برکت و آرامش افرادی می شود

که از این مکانها عبور می کنند و یاد و نامشان را زنده نگه داشته و آنها را بر اعمال خود ناظر می بینند

اما دیدن این تابلو بر این مکان مخروبه

مدتها فکر مرا به خود مشغول کرده بود

که چگونه بی بصیرتی ما می تواند چنین حادثه ای را رقم بزند

نام این کوچه مزین است به نام شهید مصیبی...........شما کوچه ای می بینید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همین رفع تکلیف آقایون مسئول.....................

و......................

شما خود برداشت کنید از این تصاویر..........................


نوشته شده در تاریخ شنبه 24 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
گزارش مصو ر عزاداری دهه اول محرم در مسجد........................


undefined



نوشته شده در تاریخ جمعه 23 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
سخنرانی استاد پناهیان در محضر رهبر فرزانه انقلاب....................

لطفا همراهی بفرمایید.................

[]


نوشته شده در تاریخ جمعه 23 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)

چرا زیارت عاشورا سجده دار شد؟


در عبارت سجده زیارت عاشورا می خوانیم: 


«اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِینَ لَكَ عَلَى مُصَابِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِیمِ رَزِیَّتِی اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی شَفَاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ الَّذِینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ علیه السلام‏»

Image result for ‫سجده شکر امام خامنه ای‬‎
زیارت عاشورا حدیث قدسی است و اولین کسی که از اهلبیت علیهم السلام متن زیارت عاشورا را برای عموم مردم خواند، امام باقر علیه السلام است که فرمود پدرم، او از پدرش او از جد ما از پیامبر (ص) و از جبرئیل و جبرئیل از خداوند متعال نقل کردند که خداوند فرمود: 

السلام علیک یا أبا عبدالله. یعنی متن زیارت در بین اهلبیت علیهم السلام بوده است. روایت وارد شده که سیدالشهدا در روز عاشورا دو بار زیارت عاشورا را قرائت کردند، این خیلی مهم است؛ یک بار سیدالشهدا بین نماز ظهر و عصر روز عاشورا از ابتدا تا انتهای زیارت را خواندند و یک بار از صبح عاشورا تا غروب عاشورا بنا بر مناسبتی تکه ای از زیارت عاشورا را خواندند؛ این مطلب از یک جنبه بسیار با اهمیت است و قابل ذکر در روضه‌ هاست، آن مرتبه ای که کامل خواندند بین الصلاتین بود اما یک باری را که تکه تکه خواندند تمام فرازهای زیارت عاشورا خوانده شد جز این فرازی که الان سجده دارد اینجا دیگر حضرت به شهادت رسیدند شما سجده های آیات قرآن را نگاه کنید یا سجده واجب هستند یا سجده مستحب و در تمام این موارد چه واجب و چه مستحب، کلمه سجده در تمام این آیات ذکر شده است، شما این فراز انتهایی زیارت عاشورا را می‌ خوانید در حالی که هیچ کلمه سجده ای در آن ذکر نشده است و سجده مستحب هم است، نه سجده واجب؛ چرا بدون ذکر کلمه سجده، ما سجده می‌ کنیم؟.

جواب در این روایت آمده است که از ابتدا، این فراز سجده نداشته است، یعنی از ابتدا که این زیارت به وسیله حدیث قدسی بر پیامبر (ص) وارد شد، سجده نداشته است و سجده آن در روز عاشورا به وجود آمده است که سیدالشهدا از صبح روز عاشورا بنا به مناسبتی فرازی از زیارت را می‌ خواندند و تا موقعی که حضرت به شهادت رسیدند تمام فرازهای زیارت را خواندند و بعد به شهادت رسیدند و این فراز سجده خوانده نشد تا زمانی که آن ملعون لعین بالای سر حضرت آمد تا سر مبارک ایشان را از تن جدا کند از جلو نتوانست سر را جدا کند، پیکر را برگرداند و سر را از قفا جدا کرد؛ وارد شده است که وقتی پیشانی حضرت به خاک افتاد حضرت این فراز انتهایی را شروع کرد و فرمود: «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِینَ» و این خیلی مهم است و به این علت این فراز سجده دار شده است؛ شما اینجا کلمه سجده ای را اینجا نمی بینید، با اینکه در آیات قرآن در تمام موارد واجب و مستحب، کلمه سجده وارد شده است چرا که حضرت در حال سجده عرضه می دارند: «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِینَ»؛ هم علت سجده دار شدن مشخص است، و هم اینکه حضرت در چه حالی بوده اند؟؛ نه در حالی که حضرت علی اکبر یا طفلشان را از دست داده اند یا از اسب افتاده اند، در حالی حضرت به اینجا رسیده که به پیکر بی جان حضرت رحم نمی کنند و می ‌خواهند سر حضرت را از بدن جدا کنند در این حال حضرت شاکر و حامد خداوند است اینجا باید صبر سیدالشهدا را مزه مزه کرد. 


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر تو اى فرزند امیر مؤ منان و فرزند آقاى اوصیاء

132.jpg 

*- اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ

سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى زنان جهانیان سلام بر تو اى که خدا خونخواهیش کند و فرزند چنین کسى و اى کشته اى که انتقام کشته گانت نگرفتى

 

 

*- اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَیْكُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ

سلام بر تو و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب من سلام خدا باد همیشه تا من برجایم و برجا است شب و روز

 

*- یا اَباعَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِكَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْل ِالاِْسْلامِ

اى ابا عبداللّه براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظیم گشت مصیبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام

 

*- و َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْكُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ

و گران و عظیم گشت مصیبت تو در آسمانها بر همه اهل آسمانها پس خدا لعنت کند مردمى را که ریختند شالوده ستم و بیدادگرى را بر شما خاندان

 

*- وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ و َاَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فیها

و خدا لعنت کند مردمى را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از آن مرتبه هائى که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود

 

*- و َلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْكینِ مِنْ قِتالِكُمْ

و خدا لعنت کند مردمى که شما را کشتند و خدا لعنت کند آنانكه تهیه اسباب کردند براى کشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند

 

*- بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیاَّئِهِم

بیزارى جویم بسوى خدا و بسوى شما از ایشان و از پیروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان

 

*- یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ

اى اباعبداللّه من تسلیمم و در صلحم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با هر کس که با شما در جنگ است تا روز قیامت

 

*- وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَیَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ

و خدا لعنت کند خاندان زیاد و خاندان مروان را و خدا لعنت کند بنى امیه را همگى و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زیاد) را

 

*- وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ

خدا لعنت کند عمر بن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند مردمى را که اسبها را زین کردند و دهنه زدند و به راه افتادند براى پیكار با تو

 

*- بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِكَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَكَ

پدر و مادرم بفدایت که براستى بزرگ شد مصیبت تو بر من پس مى خواهم از آن خدائى که گرامى داشت مقام تو را

 

*- وَ اَکْرَمَنى بِكَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ

و گرامى داشت مرا بخاطر تو که روزیم گرداند خونخواهى تو را در رکاب آن امام یارى شده از خاندان محمد صلى اللّه علیه و آله

 

*- اَللّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَكَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ

خدایا قرار ده مرا نزد خودت آبرومند بوسیله حسین علیه السلام در دنیا و آخرت

 

*- یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى امیرِالْمُؤْمِنینَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ

اى اباعبداللّه من تقرب جویم به درگاه خدا و پیشگاه رسولش و امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن

 

*- وَ اِلَیْكَ بِمُوالاتِكَ وَ بِالْبَراَّئَةِ (مِمَّنْ قاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِعَلَیْكُمْ وَ اَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ) مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِكَ وَ بَنى عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْكُمْ وَ على اَشْیاعِكُمْ

و شما بوسیله دوستى تو و بوسیله بیزارى از کسى که با تو مقاتله کرد و جنگ با تو را برپا آرد و به بیزارى جستن از کسى که شالوده ستم و ظلم بر شما را ریخت و بیزارى جویم بسوى خدا و بسوى رسولش از کسى که پى ریزى کرد شالوده این کار را و پایه گذارى کرد بر آن بنیانش را و دنبال کرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پیروان شما

 

*- بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّكُمْ

بیزارى جویم بدرگاه خدا و به پیشگاه شما از ایشان و تقرب جویم بسوى خدا سپس بشما بوسیله دوستیتان و دوستى دوستان شما

 

*- وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ وَ النّاصِبینَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ

و به بیزارى از دشمنانتان و برپا کنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بیزارى از یاران و پیروانشان

 

*- اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىُّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداکُمْ

من در صلح و سازشم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با کسى که با شما در جنگ است و دوستم با کسى که شما را دوست دارد و دشمنم با کسى که شما را دشمن دارد

 

*- فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِیاَّئِكُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ

و درخواست کنم از خدائى که مرا گرامى داشت بوسیله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزیم کند بیزارى جستن از دشمنانتان را

 

*- اَنْ یَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ یُثَبِّتَ لى عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ

به اینكه قرار دهد مرا با شما در دنیا و آخرت و پابرجا دارد براى من در پیش شما گام راست و درستى (و ثبات قدمى) در دنیا و آخرت

 

*- وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ (بِالْحَقِّ) مِنْكُمْ

و از او خواهم که برساند مرا به مقام پسندیده شما در پیش خدا و روزیم کند خونخواهى شما را با امام راهنماى آشكار گویاى (به حق) که از شما (خاندان ) است

 

*- وَ اَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنى بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطى مُصاباً بِمُصیبَتِهِ مُصیبَةً ما اَعْظَمَه

و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى که شما نزد او دارید ، که عطا کند به من بوسیله مصیبتى که از ناحیه شما به من رسیده بهترین پاداشى را که مى دهد به یك مصیبت زده از مصیبتى که دیده

 

*- وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِى الاِْسْلامِ وَ فى جَمیعِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ

براستى چه مصیبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمین خدایا چنانم کن در اینجا که ایستاده ام از کسانى باشم که برسد بدو از ناحیه تو درود و رحمت و آمرزشى

 

*- اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدایا قرار ده زندگیم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ محمد و آل محمد

 

*- اَللّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَ ابْنُ آکِلَةِ الَْآکبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِكَ وَ لِسانِ نَبِیِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

خدایا این روز روزى است که مبارك و میمون دانستند آنرا بنى امیه و پسر آن زن جگرخوار (معاویه ) آن ملعون پسر ملعون (آه لعن شده ) بر زبان تو و زبان پیامبرت که درود خدا بر او و آلش باد

 

*- فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

در هر جا و هر مكانى که توقف کرد در آن مكان پیامبرت صلى اللّه علیه و آله

 

*- اَللّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ وَ مُعاوِیَةَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدینَ

خدایا لعنت کن ابوسفیان و معاویه و یزید بن معاویه را که لعنت بر ایشان باد از جانب تو براى همیشه

 

*- وَ هذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ

و این روز روزى است که شادمان شدند به این روز دودمان زیاد و دودمان مروان بخاطر کشتنشان حضرت حسین صلوات اللّه علیه را

 

*- اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذابَ (الاَْلیمَ) اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْكَ فى هذَا الْیَوْمِ وَ فى مَوْقِفى هذا

خدایا پس چندین برابر کن بر آنها لعنت خود و عذاب دردناك را خدایا من تقرب جویم بسوى تو در این روز و در این جائى که هستم

 

*- وَ اَیّامِ حَیاتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّكَ وَ آلِ نَبِیِّكَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ اَلسَّلامُ

و در تمام دوران زندگیم به بیزارى جستن از اینها و لعنت فرستادن بر ایشان و بوسیله دوست داشتن پیامبرت و خاندان پیامبرت که بر او و بر ایشان سلام باد

178.jpg 

پس مى گوئى صد مرتبه :

 

*- اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ

خدایا لعنت کن نخستین ستمگرى را که بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرین کسى که او را در این زور و ستم پیروى کرد

 

*- اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً

خدایا لعنت کن بر گروهى که پیكار کردند با حسین علیه السلام و همراهى کردند و پیمان بستند و از هم پیروى کردند براى کشتن آن حضرت خدایا لعنت کن همه آنها را

 

پس مى گوئى صد مرتبه :

 

*- اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر تو از جانب من سلام خدا باد همیشه تا من زنده ام و برپا است شب و روز و قرار ندهد این زیارت را خداوند آخرین بار زیارت من از شما

 

*- اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

سلام بر حسین و بر على بن الحسین و بر فرزندان حسین و بر اصحاب و یاران حسین

 

پس مى گوئى :

 

*- اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَ ابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَ الرّابِعَ

خدایا مخصوص گردان نخستین ستمگر را به لعنت من و آغاز کن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را

 

*- اَللّهُمَّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ

خدایا لعنت کن یزید را در مرتبه پنجم و لعنت کن عبیداللّه پسر زیاد و پسر مرجانه را و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفیان و دودمان زیاد و دودمان مروان را تا روز قیامت

 

پس به سجده مى روى و مى گوئى :

 

*- اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرینَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظیمِ رَزِیَّتى

خدایا مخصوص تو است ستایش سپاسگزاران تو بر مصیبت زدگى آنها، ستایش خداى را بر بزرگى مصیبتم

 

*- اَللّهُمَّ الرْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ

خدایا روزیم گردان شفاعت حسین علیه السلام را در روز ورود (به صحراى قیامت ) و ثابت بدار گام راستیم را در نزد خودت با حسین علیه السلام و یاران حسین آنانكه بى دریغ دادند جان خود را در راه حسین علیه السلام.



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
ویژگی جوان عاشورایی چیست؟/ جوانان در واقعه عاشورا چه نقشی را ایفا کردند؟
حادثه "کربلا" عرصه تجلی بصیرت و ولایتمداری جوانان "عاشورایی" است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ از روزی که حضرت "علی (ع)" به جانشینی "پیامیر اکرم (ص)" منصوب شد دشمنی‌های بسیاری با اسلام و مسلمین شد که همین امر موجب بروز جنگ‌های بسیاری میان مسلمانان و کفار گردید که برخی از این نبردها حائز اهمیت بودند اما در این میان یک واقعه از همه مهم‌تر بود چرا که می‌توان آن را پایه و ستونی برای ثبات بیش از پیش دین مبین "اسلام" دانست که آن واقعه نبردی بود که در 10 محرم‌الحرام سال 61 هجری قمری در منطقه‌ای به نام "نینوا" رخ داد که در این نبرد جوانان به مانند تمامی جنگ‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای داشتند.

**  جایگاه جوان در آموزه‌های اسلامی و دینی

دین مقدس اسلام به مقوله جوان بسیار بها داده است. اگر بخواهم به این بخش اشاره ای داشته باشم، می‌بینیم وقتی که "رسول اکرم (ص)" خواستند دین مبین "اسلام" را به جامعه معرفی کنند ابتدا آن را به جوانان عرضه نمودند لذا با جستجو در تاریخ اسلام به این نکته می‌رسیم که نوع یاران "پیامبر اکرم(ص)" مانند "عمار" و "مقداد" و یاران و اطرافیان دیگر ایشان همه جوان بودند و در تعالیم اسلام هم به بحث جوان اهمیت زیادی داده شده است.

**  جایگاه جوانان در نهضت "اباعبد الله الحسین علیه السلام"

"امام حسین (ع)" نیز نهضت خود را با جوانان شروع و با جوانان پیش بردند و در ادامه نهضت هم می‌بینیم این جوانان هستند که نقش آفرینی می‌کنند. وقتی "سید الشهدا(ع)"  بعد از به هلاکت رسیدن معاویه و سرکار آمدن یزید و نامه یزید به حاکم "مدینه" که او باید از چند نفر از جمله "سید الشهدا(ع)" بیعت بگیرد حضرت در خطبه ای فرمودند: "رِضَی اللَّهِ رِضانا اهْلَ الْبَیتِ، نَصْبِرُ عَلی بَلائِهِ وَ یوَفّینا اجْرَ الصَّابِرین ... مَنْ کانَ باذِلًافینا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً علَی لِقاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْیرحَلْ مَعَنا فَانَّنی راحِلٌ مُصبحاً انْ شاءَ اللَّهُ تَعالی" رضایت و خشنودی خدا، رضایت و خشنودی ما اهل‌بیت(ع)  است، بر بلا و گرفتاری که از جانب اوست صبر خواهیم کرد و پاداش صابران را بر ما عنایت خواهد نمود ... هر یک از شما که آماده است خون خویش را در راه ما فدا کند و جانش را در راه لقای پروردگار نثار کند آماده حرکت با ما باشد که من فردا صبح حرکت خواهم کرد. اگر خدا بخواهد.

پس از سخنان حضرت، کسانی که اعلام آمادگی کردند جوانان رشید بنی هاشم بودند که در رکاب "سید الشهدا(ع)" حاضر شدند از جمله "حضرت عباس(ع)" و "حضرت علی اکبر (ع)" و فرزندان "امام حسن(ع)" و فرزندان عقیل و فرزندان جناب جعفر طیار از نسل عبدالله جعفر که همگی جوان بودند در رکاب حضرت اعلام آمادگی نموند و حرکت کردند لذا نقش جوانان را در جای جای واقعه کربلا قابل مشاهده است.

**  نمونه‌هایی از توجه به جوانان در احادیث معصومین

به عنوان نمونه به روایتی اشاره می‌کنم: "سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول لأبی جعفر الأحول و أنا أسمع: أتیت البصرة؟ فقال: نعم. قال: کیف رأیت مسارعة النّاس إلی هذا الأمر و دخولهم فیه؟ قال: و اللّه إنّهم لقلیل. و لقد فعلوا و إنّ ذلک لقلیل. فقال: علیک بالأحداث فإنّهم أسرع إلی کلّ خیر"

در این حدیث شریف راوی می‌گوید: شنیدم ابو عبدالله صادق از مؤمن طاق می‌پرسید: رفتی بصره؟ گفت: آری. پرسید: اقبال مردم نسبت به فرهنگ اهل بیت(ع) چگونه است؟ گفت: کم، در عین حال اشتیاق دارند. ابو عبدالله گفت: به سراغ جوان‌ها بروید، جوان‌ها در کار خیر پیشقدم و پیشگام‌اند.

علیکم بالاحداث یعنی در واقع حضرت به جناب ابوجعفر راهکار ارائه دادند. فرمودند: خوب حالا که شما می‌گویید وضع مناسب نیست و مردم چندان با معارف اهلبیت آشنا نیستند شما یک کار زیربنایی و بنیادی انجام دهید و به سراغ نوجوانان بروید. معلوم می‌شود اگر ما بخواهیم فرهنگ متعالی اسلام پیش برود بایستی متولیان امر فرهنگ؛ کار فرهنگی را روی نوجوانان ببرند چه بسا باید از نوجوانی مردم را با معارف اهل بیت(ع) آشنا کرد کما اینکه رویه اهل بیت(ع) علیهم السلام این بوده است.

"حضرت علی (ع)" در نامه 31 نهج البلاغه وقتی می‌خواهند "امام حسن(ع)" را مورد خطاب قرار بدهند آنجا حضرت تأکید می‌کنند تربیت باید از دوران کودکی شروع شود "وَ إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ کالْأَرْضِ الْخَالِیةِ مَا أُلْقِی فی‌ها مِنْ شَی‌ءٍ قَبِلَتْه" قلب جوان مانند زمین دست نخورده است و نمونه‌های دیگری از توجه "پیامبر اکرم(ص)" و ائمه(ع) به جوانان و نوجوانان نیز قابل مشاهده است.

در روایت آمده است مولی "علی علیه السلام" به همراه غلامشان قنبر به بازار رفتند و بر در دکان جوانی ایستاد و فرمودند: «ای جوان دو پیراهن به ارزش پنج درهم داری؟ گفت آری، حضرت دو پیراهن خرید یکی به دو درهم و دیگری به سه درهم، بعد به قنبر فرمود: پیراهن سه درهمی را برای خود بردار، قنبر گفت: آقا برای شما این زیبنده‌تر است که باید به منبر بروید، و برای مردم حرف بزنید، حضرت فرمودند: تو جوانی و نشاط و آرزوی جوانی داری و من از خدایم شرم دارم که خود را بر تو برتری نهم. از پیامبر (ص) شنیدم که فرمودند: (به خدمتکاران و غلامان خود) از طعام و لباسی که خود بکار می‌برید بدهید، و از این نمونه‌ها در معارف اهل بیت(ع) فراوان به چشم می‌خورد.

**  مصادیقی از نقش مثبت و مؤثر جوانان در حادثه عظیم "عاشورا"

**  استفاده از سفرای جوان معتقد

به عنوان مثال نامه‌هایی که "امام حسین (ع)" به کوفه فرستادند، توسط جوانان ارسال شد، "قیس‌بن مسهّر الصیداوی" یکی از این جوانان بود، همچنین جناب "مسلم بن عقیل" که به عنوان نماینده امام به کوفه فرستاده شدند هم جوان بودند و میان سالی را رد نکرده بودند و سفیر کبیر "سید الشهدا(ع)" یک جوان کامل سن بود. نوجوان نبودند اما سالمند هم نبودند.

**  اعلان وفاداری جوانان در حادثه عظیم "عاشورا"

وقتی خبر شهادت حضرت "مسلم" رسید "امام حسین علیه السلام" به فرزندان عقیل و مسلم بن عقیل فرمود که شهادت مسلم برایتان کافی است، شما صحنه را ترک کنید، یک صدا گفتند: به خدا سوگند چنین نخواهیم کرد. جان و مال و خانواده و هستی خود را فدای تو می‌کنیم و در رکابت می‌جنگیم تا شهید شویم؛ این اولین بحرانی بود که در واقعه "کربلا" پیش آمد که در آن جوانان وفاداری خود را اعلام کردند.

همچنین بعد از حرکت از قصر بنی مقاتل (یکی از منازل بین راه مکه به کربلا) "امام حسین (ع)" را خواب سبکی فرا گرفت که ناگهان بیدار شدند و کلمه استرجاع انّا للّه وَ انَّا الیه راجِعُون را تکرار می‌کردند که حضرت "علی اکبر(ع)"  از علّت آن پرسید و امام (ع) فرمودند: اینک هاتفی ندا داد که این کاروان به سوی مرگ پیش می‌رود.

"علی‌اکبر (ع)" عرض کرد: الَسْنا عَلَی الْحَق؟ آیا ما بر حق نیستیم؟ امام (ع) فرمودند: آری ما بر حق هستیم. "علی اکبر(ع)" عرض کرد در این صورت باکی از مرگ نداریم! "امام حسین (ع)" که از این جمله فرزندش بسیار خوشحال گردیده بود از خداوند متعال برای او پاداش خیر طلب نمود؛ کهاین هم جلوه ای از حضور جوانان در کنار "سید الشهدا" است.

**  حضور غیرتمندانه و شجاعانه جوانان در عرصه "کربلا"

در عصر "تاسوعا" از طرف لشکر عبیدالله و توسط شمر بن ذی الجوشن امان نامه ای برای حضرت "اباالفضل(ع)" می‌آید در حالی که حضرت "سید الشهدا" فرموده بودند هر کس می‌خواهد برود، این خیلی مهم است که رهبر نهضت "سید الشهدا(ع)"  بگویند من از همه شما راضی هستم و کوچک‌ترین نارضایتی از شما ندارم و شما می‌توانید بروید با این حال یاران جوان "سید الشهدا(ع)" اعلام وفاداری کردند و گفتند ما تا پای جان با شما هستیم، زمانی که امان نامه می‌آید معنای آن این است که شما اگر از "حسین" دست بردارید در دنیا با عزت زندگی خواهید کرد، عکس العمل "حضرت عباس(ع)" علمدار رشید نهضت "عاشورا" بسیار زیبا و درس آموز می‌باشد و ایشان آشفته شدند و شمر و امان نامه‌اش را لعنت کردند و خدمت "سید الشهدا" اعلام وفاداری کردند و جالب اینجاست که در مقاتل و تحلیل‌های نهضت "عاشورا" آمده است که حضرت "سید الشهدا" غیر از "حضرت عباس" سه برادر پدری همراه خود داشتند که سن ایشان را 22 سال و 23 سال و 24 سال گفته‌اند و خود حضرت عباس 34 سال سن داشتند یعنی همه این‌ها جوان هستند. "حضرت عباس" ابتدا لباس رزم بر تن برادرانش می‌پوشاند و جلوتر از خود به میدان فرستادند تا آنجا که به شهادت رسیدند. چرا این کار را حضرت "اباالفضل(ع)" انجام دادند؟ معنای کار ایشان این است که من در راه "سید الشهدا(ع)" از برادران خود هم می‌گذرم و همچنین حضرت "اباالفضل(ع)" این سیاست را به کار بردند که اگر ابتدا خودشان به شهادت رساندند ممکن است ورق برگردد و آن‌ها بعد از شهادت حضرت "عباس" سست شوند و نتوانند این راه را به خوبی ادامه دهند و برای خاطر جمعی ابتدا برادران خود را به میدان می‌فرستد و این مطلب برگ دیگری از حضور غیرتمندان جوانان در واقعه "عاشورا" است.

***  برخی از خصوصیات جوان "عاشورایی"

**  ولایتمداری


پیروان "سید الشهدا" در واقعه "عاشورا" چند خصلت داشتند که یکی از آن‌ها دینداری و عمل به وظیفه و ولایت‌مداری آن‌ها بود؛ اگر ما در دوران "جنگ تحمیلی" برگ برنده را به دست آوردیم معلول ایمان جوانان ما بود و ولایتمداری ایشان بود. امروز هم یکی پیام‌هایی که از واقعه "عاشورا" دریافت می‌کنیم وفاداری به ولایت و ولایتمداری است؛ شعار ما در همه عرصه‌ها این باشد که به دقت به توصیه‌های رهبر عزیزمان توجه کنیم. همانگونه که ایشان در صحبت‌های اخیرشان فرمودند: در جنگ نرم دشمنان به دنبال ایمان جوانان هستند. می‌خواهند باور جوانان و ایمان آن‌ها را سست کنند. هجمه نرم دشمن به ایمان جوانان است خصوصاً جوانان نخبه، جوانانی که امروزه در هر عرصه ای اعم از عرصه‌های علمی و نظریه پردازی، عرصه‌های مختلف فرهنگی حضور دارند و این مهم‌ترین پیام عاشورا به جوانان ماست.

 **  بصیرت

ما در راه اسلام و "انقلاب" باید وفادار باشیم و این وفاداری همراه با بصیرت باشد؛ بصیرت باید به ما وفاداری بدهد اگر بصیرت باشد به دنبال خود وفاداری می‌آورد ریزش‌ها به دنبال عدم بصیرت است و کسانی که از انقلاب جدا شدند یعنی بی وفاها بی بصیرت‌ها بودند در واقعه "عاشورا" بصیرت جوانان موج می‌زند.


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین...................

نتیجه تصویری برای عکس محرم برای پروفایل

رفقا برای همدیگر دعا کنیم................................

و عاقبت بخیری مثل شهدا بهترین دعاست.......................................

نتیجه تصویری برای عکس محرم برای پروفایل

سلام بر لبهای تشنه ات مولا جان............

سلام بر حنجر بریده ات مولا جان.....................

سلام بر تمامی یاران با وفایت مولا جان...........................

سلام بر تمامی اسیران صحرای کربلا.................

نتیجه تصویری برای عکس محرم برای پروفایل


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
گزارش مصور برگزاری مراسم شیرخوارگان حسینی در مسجد.............

طبق سنوات گذشته و همزمان با هفتمین روز از محرم الحرام

روزی که متعلق است به باب الحوائج حضرت علی اصغر(علیه السلام)

مراسم ویژه ی شیرخوارگان حسینی با حضور خیل عظیم مادران زینبی و شیر خوارگان حسینی

بر گزار شد.

این مرالسم با قرآئت زیارت عاشورا توسط مداح اهل بیت کربلایی مجتبی حسن زاده آغاز شد

و با سخنرانی استاد فرزانه

حضرت حجت الاسلام موسوی

با موضوع خانواده عاشورایی ادامه پیدا کرد و سپس 

از مداحی مداهان اهل بیت حاج سعید نمازی و حاج رضا عطار باشی 

بهره مند شدیم

در پایان به تمامی شیرخوراگانی که نامهای عاشورایی
(یکی از شهدای اهل بیت در کربلا و یا اسرای کربلا)را داشتند
هدیه ای  اهدا گردید.
با آرزوی قبولی و امید به توفیق کسب معارف اهل بیت و تربیت فرزندانی عاشورایی
استدعا دارم همراهی بفرمایید با تصاویری از این مراسم با شکوه........................


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
گزارش مصور اولین شب عزاداری در مسجد.................

همزمان با اولین شب از محرم

مراسم ویژه ی سخنرانی و سوگواری با حضور اندیشمند فرزانه

حجت الاسلام موسوی و حضور نمازگزاران مومن و متدین برگزارشد.

ضمن سپاس به درگاه الهی به خاطر کسب این توفیق

استدعا دارم همراهی بفرمایید با تصاویری از این مراسم..........................


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
مسجد آماده ی میزبانی از عزاداران حضرت سید الشهدا است............................

در آستانه ی ماه محرم

و ایام شهادت سید و سالار شهیدان کربلا و یاران با وفایشان

با همت و تلاش بروبچه های مسجد توفیقی بدست آمد تا یکبار دیگر خادمی کنیم عزاداران مولا را

 و مسجد را برای میزبانی مهیا.............

خداوند را به خاطر این نعمت ثناگوییم و امیدواریم بتوانیم از این مجالس بهترین بهره را برداریم.

......................
جلسات سخنرانی و سینه زنی 

از امشب به مدت دو هفته بعد از نماز مغرب و عشا

با سخنرانی استاد فرزانه

حضرت حجت الاسلام موسوی و مداحی مداحان اهل بیت برپا می شود

مفتخریم به میزبانی شما...................


نوشته شده در تاریخ شنبه 10 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
درود خدا به روان پاک تمامی شهدا..........................

بویژه سرداران شهید حاج حسن و حاج حسین دوستدار و حاج حسن ابراهیمی.........................

در مورد این تصویر یک خاطره ی جالب هست که منتظر باشید و به ما سر بزنید

باور کنید خواندنیست....................



نوشته شده در تاریخ جمعه 9 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
کسب مقام نخست رژه 31 شهریور در شهرستان گناباد .................................

برای ششمین سال پیاپی 

کسب مقام نخست رژه ی 31 شهریور در بین پایگاه های مقاومت تمامی حوزه های سپاه ناحیه شهرستان

بر تمامی دریادلان بصیر پایگاه مقاومت سردار شهید مهندس حسین شوریده 

مبارک باد

سربلند باشید تا ظهور حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف)



نوشته شده در تاریخ جمعه 9 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)


نوشته شده در تاریخ جمعه 9 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
فدای وفایتان آقا جان...............................
رفقا خواهش می کنم این کلیپ رو تماشا کنید

تا قدر مولا را بیشتر بدانیم.............

سلام بر حسین(علیه السلام) و سلام بر محرم............................


[
]


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
حماسه ای دیگر.................................

رژه ی 31 شهریور 95

حماسه ای دوباره بود که شیردلان پایگاه سردار شهید مهندس حسین شوریده

آفریدند و بیعتی مجدد با مقام عظمای ولایت نمودند

حضور گروهانهای پیشکسوتان و جوانان و نوجوانان پایگاه

و تجلیل از مقام شامخ خانواده های معظم شاهد

اوج درخشش این همایش عظیم بود

درود خدا بر همه ی شما که ثابت کردید نمونه اید

و فاصله ای بسیار زیاد دارید با دیگر ان.......................................

همراهی بفرمایید با تصاویری از این حضور.................................

درود می فرستیم به پیشگاه مقدس شهیدان

هادی قاسمی - علیرضا قاسمی - علی تقوی فر - شهید هادی اسلامی - شهید غلامرضا محرابی و شهید حسن علیپور

که از پدران این سرداران بزرگوار و برادر عزیز شهید حسن علیپور در این مراسم تجلیل بعمل آمد...........................



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
عید سعید غدیر خم مبارک........................

نتیجه تصویری برای تبریک عید غدیر

به همین مناسبت فرخنده

امشب مراسم ویژه ای همراه با سخنرانی و مولودی خوانی

در محل مسجد چهارده معصوم(علیهم السلام)شهرستان گناباد برگزار خواهد شد.

زمان  : بعد  از نماز مغرب و عشا

نتیجه تصویری برای تبریک عید غدیر


مفتخریم به میزبانی شما.........................

نتیجه تصویری برای تبریک عید غدیر


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
برگزاری مراسم ویژه عید سعید قربان در مسجد.......................

همزمان با شب عید سعید قربان

و بعد از مراسم با شکوه دعای عرفه

با دعوت رسمی که از امام جمعه محترم شهرستان حضرت حجت الاسلام صادقی نسب بعمل آورده بودیم

مراسمی ویژه به جهت عید سعید قربان و نیز تقدیر از خانواده محترم و بصیر کرمی

به پاس همراهی و ارادتشان به مسجد چهارده معصوم(علیهم السلام) شهرستان گناباد برگزار شد

در این مراسم که بعد از نماز مغرب و عشا آغاز شد

ابتدا حاج محسن کرمی برادر مرحومه ملیحه کرمی تلاوت قرآن طرح جامع نور را اجرا نمودند 

و سپس فاضل ارجمند حجت الاسلام موسوی

امام جماعت محترم مسجد ضمن خیر مقدم به حضار و بویژه حاج آقا صادقی از عمل نیک خانواده محترم کرمی تقدیر نموده و 

سپس انیشمند فاضل حضرت حجت الاسلام صادقی نسب ضمن بیان 

آیات و روایات متعدد در جهت تشویق عمل خیر کمک به مسجد

از این خانواده نیک اندیش به پاس این عمل نیک تقدیر و برای شادی روح آن دو عزیز سفر کرده دعا نمودند.

جا دارد یک بار دیگر از طرف هیئت امنا و خادمین مسجد چهارده معصوم(علیهم السلام)

از این اقدام خدا پسندانه صمیمانه تقدیر و تشکر نمایم.

درود می فرستم به ارواح مطهر تمامی شهدا و امام شهدا

و اموات بخصوص این دو عزیز سفر کرده

مرحومه ی مغفوره حاجیه خانم ملیحه کرمی و کودک خردسالشان مرحوم یوسف کرمی

و آرزوی طول عمر با برکت برای این خانواده بصیر و فهیم از خداوند متعال داریم

همراهی بفرمایید با تصاویری از این مراسم............


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
گزارش مصور قرآئت دعای عرفه در مسجد..................

همزمان و همنوا با سید و سالار شهیدان کربلا

و در عصر روز عرفه

دعی پر فیض و ملکوتی عرفه با نوای دلنشین حاج رضا عارفی

در مسجد برگزار شد.

با امید به این که بتوانیم عزادار واقعی و با بصیرتی برای آقای مظلوم مان حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)
 
باشیم استدعا دارم همراهی بفرمایید با تصاویری از این مراسم نورانی.............




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
ادامه گزارش مصور تعویض فرشهای مسجد.......................





(تعداد کل صفحات:306)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

درباره وبلاگ

این پایگاه اطلاع رسانی منعکس کننده ی اخبار ویژه ی مسجد چهارده معصوم ( علیهم السلام )
و پایگاه مقاومت سردار شهید مهندس حسین شوریده و کانون فرهنگی و هنری حضرت آیت الله خامنه ای
و هیئت مذهبی مکتب الزهرا ( سلام الله علیها ) شهرستان گناباد و مطالب خواندنی و اخبار روز جهان می باشد.انتظاراست با ارائه ی نظرات و انتقادات سازنده ی خود ما را در راهی که در پیش گرفته ایم که همانا راه پاک ولایت و شهداست یاری فرمایید.
ما ذوالفقار حیدریم...فدائیان رهبریم.




...................
دعای زیارت عاشور*
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَیكَ یَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ اَمیِر المُؤمِنِیَن وَ ابْنَ سَیِدِ الوَصیّیَن اَلسَّلامُ عَلَیكَ یَا بْنَ فاطِمَةَ سَیِدَةِ نِساءِ العْالَمِینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَیكَ وَ عَلی الَأرواحِ الَّتِی حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَیكُمْ مِنْی جَمِیعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَیتُ وَ بَقِیَ الَّلیلِ وَ النَّهارُ یا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصیبَةُ بِكَ عَلَینْا وَ عَلی جَمیِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصیبَتكَ فی السَّمواتِ عَلی جَمیع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَیكُمْ اَهْلِ البَیتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتی رَتَبِكُمُ اللهُ فیها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِینَ لَهُمْ بِا لتَمكیِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَی اللهِ وَ اِلَیكُمْ مِنهُمْ وَ اَشیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلیائهِمْ یا اَبا عَبدِ الله اِنی سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلی یُومِ القِیمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِیادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِی اُمَیةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبی اَنتَ وَ اُمّی لَقَدْ عَظُمَ مُصابی بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذی اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَنی اَنْ یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلی اللهُ عَلَیهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلنی عِندكَ وَجیهًا با الحُسَینِ عَلیهِ السَّلامُ فیِ الدُنیا وَ الأخِرَةِ یا اَبا عَبْدِ اللهِ اِنی اَتَقرَّبُ اِلیَ اللهِ وَ اِلَی رَسُولِهِ وَ اِلَی اَمیر الُمؤمِنینَ وَ اِلی فاطِمَةً وَ ِالی الْحَسَنْ وَ اِلَیكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَنی عَلیهِ بُنیانَهُ وَ جَری فی ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَیْكُمْ وَ عَلی اَشیاعِكُمَ بَرِئتُ اِلیَ اللهِ وَ اِلیكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَی اللِه ثمَّ اِلَیكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبینَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشیاعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنیّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّی لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذی اَكرَمَنی بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَولیائِكُمْ وَرَزَقنِی اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ اَنْ یَجعَلنِی مَعَكُمْ فی الدُّنیا وَ الاخرةِ وَ اَن یُثَبِتَ لی عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فی الدُّنیا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن یُبَلغَنیَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ یَرزُقَنی طَلَبَ ثاری مَعَ اِمامٍ هُدی ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذیِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ یَعطنِی بِمصابی بِكُمْ اَفْضَلَ ما یُعطی مُصاباً بِمُصیبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَیِتها ِفی اِلاسلامِ وَ فی جَمیعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلنی فی مَقامی هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحیایَ مَحیا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتی مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَیَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعینُ ابنُ اللعینِ عَلی لِسانِك وَ لِسانِ نَبِیكَ صلیَّ الله علیهِ و اله فی كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ فیهِ نَبیكَ صلی الله علیهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفیانَ وَ معاویةَ وَ یزیدَ بْنَ مُعاویةَ عَلیهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدینَ وَ هَذا یَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِیادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُیَن صَلواتُ اللهِ عَلیهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَلیهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَلیمَ اللهمَّ انی اتقربُ الیكَ فی هذا الیومِ وَفی مَوقفی هذا وَ اَیام حَیوتی بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَلیهَمّْ السلامُ پس می گویی صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التی جاهدتِ الُحسین وَشایعتْ و بایِعتْ و تابِعتْ علی قِتله اللهمَّ العنهم جمیعاً پس میگوئی صد مرتبه السلام علیكَ یا ابا عَبداللهِ وَ علی الاَرواح الَّتی حَلت بفنآئِكَ علیكَ مِنی سلامُ الله ابداً ما بَقیتُ وَ بقیَ اللیلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمنی لزیارتكم السلامُ علی الحسین وعلی علی بن الحیسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین پس می گوئی اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن منی وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثانی وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ یزید خامساً و العن عبیدَ اللهِ بن زیادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابی سفیانَ وَال زیاد و ال مروان و الی یوم القیامَة پس سجده می روی و میگوئی اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرینَ لَكَ علی مصابهم الحمدُ للهِ علی عَظیمِ رَزیتی اللهمَّ ارزقنی شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَینِ وَ اَصْحابِ الحُسَینِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَینِ عَلَیه السَّلام.
عاشقان حسین(ع) التماس دعا
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
همین الآن اگر یک دعای شما مستجاب بشود! چه دعایی می کنید؟






نویسندگان
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

%MINIFYHTML4ffd5cf9c6044e805b2728d92cbdc23413%
 
قالب وبلاگ