مسجدچهارده معصوم(ع)وپایگاه سردارشهیدشوریده شهرستان گناباد
کانون فرهنگی و هنری آیت الله خامنه ای شهرستان گناباد......................ماذوالفقار حیدریم-فدائیان رهبریم
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 تیر 1390 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)

ضمن عرض ادب و تقدیر از حضورتان......

استدعا دارم با این کلیپ زیبا همراهم باشید....................

ودعا بفرمایید که این آرزو برآورده شود برای همه عاشقان......................

[]



نوشته شده در تاریخ جمعه 9 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
کسب مقام نخست رژه 31 شهریور در شهرستان گناباد .................................

برای ششمین سال پیاپی 

کسب مقام نخست رژه ی 31 شهریور در بین پایگاه های مقاومت تمامی حوزه های سپاه ناحیه شهرستان

بر تمامی دریادلان بصیر پایگاه مقاومت سردار شهید مهندس حسین شوریده 

مبارک باد

سربلند باشید تا ظهور حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف)



نوشته شده در تاریخ جمعه 9 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)


نوشته شده در تاریخ جمعه 9 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
فدای وفایتان آقا جان...............................
رفقا خواهش می کنم این کلیپ رو تماشا کنید

تا قدر مولا را بیشتر بدانیم.............

سلام بر حسین(علیه السلام) و سلام بر محرم............................


[
]


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 مهر 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
حماسه ای دیگر.................................

رژه ی 31 شهریور 95

حماسه ای دوباره بود که شیردلان پایگاه سردار شهید مهندس حسین شوریده

آفریدند و بیعتی مجدد با مقام عظمای ولایت نمودند

حضور گروهانهای پیشکسوتان و جوانان و نوجوانان پایگاه

و تجلیل از مقام شامخ خانواده های معظم شاهد

اوج درخشش این همایش عظیم بود

درود خدا بر همه ی شما که ثابت کردید نمونه اید

و فاصله ای بسیار زیاد دارید با دیگر ان.......................................

همراهی بفرمایید با تصاویری از این حضور.................................

درود می فرستیم به پیشگاه مقدس شهیدان

هادی قاسمی - علیرضا قاسمی - علی تقوی فر - شهید اسلامی - شهید محرابی و شهید علیپور

که از پدران این سرداران بزرگوار و برادر عزیز شهید علیپور در این مراسم تجلیل بعمل آمد...........................



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
عید سعید غدیر خم مبارک........................

نتیجه تصویری برای تبریک عید غدیر

به همین مناسبت فرخنده

امشب مراسم ویژه ای همراه با سخنرانی و مولودی خوانی

در محل مسجد چهارده معصوم(علیهم السلام)شهرستان گناباد برگزار خواهد شد.

زمان  : بعد  از نماز مغرب و عشا

نتیجه تصویری برای تبریک عید غدیر


مفتخریم به میزبانی شما.........................

نتیجه تصویری برای تبریک عید غدیر


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
برگزاری مراسم ویژه عید سعید قربان در مسجد.......................

همزمان با شب عید سعید قربان

و بعد از مراسم با شکوه دعای عرفه

با دعوت رسمی که از امام جمعه محترم شهرستان حضرت حجت الاسلام صادقی نسب بعمل آورده بودیم

مراسمی ویژه به جهت عید سعید قربان و نیز تقدیر از خانواده محترم و بصیر کرمی

به پاس همراهی و ارادتشان به مسجد چهارده معصوم(علیهم السلام) شهرستان گناباد برگزار شد

در این مراسم که بعد از نماز مغرب و عشا آغاز شد

ابتدا حاج محسن کرمی برادر مرحومه ملیحه کرمی تلاوت قرآن طرح جامع نور را اجرا نمودند 

و سپس فاضل ارجمند حجت الاسلام موسوی

امام جماعت محترم مسجد ضمن خیر مقدم به حضار و بویژه حاج آقا صادقی از عمل نیک خانواده محترم کرمی تقدیر نموده و 

سپس انیشمند فاضل حضرت حجت الاسلام صادقی نسب ضمن بیان 

آیات و روایات متعدد در جهت تشویق عمل خیر کمک به مسجد

از این خانواده نیک اندیش به پاس این عمل نیک تقدیر و برای شادی روح آن دو عزیز سفر کرده دعا نمودند.

جا دارد یک بار دیگر از طرف هیئت امنا و خادمین مسجد چهارده معصوم(علیهم السلام)

از این اقدام خدا پسندانه صمیمانه تقدیر و تشکر نمایم.

درود می فرستم به ارواح مطهر تمامی شهدا و امام شهدا

و اموات بخصوص این دو عزیز سفر کرده

مرحومه ی مغفوره حاجیه خانم ملیحه کرمی و کودک خردسالشان مرحوم یوسف کرمی

و آرزوی طول عمر با برکت برای این خانواده بصیر و فهیم از خداوند متعال داریم

همراهی بفرمایید با تصاویری از این مراسم............


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
گزارش مصور قرآئت دعای عرفه در مسجد..................

همزمان و همنوا با سید و سالار شهیدان کربلا

و در عصر روز عرفه

دعی پر فیض و ملکوتی عرفه با نوای دلنشین حاج رضا عارفی

در مسجد برگزار شد.

با امید به این که بتوانیم عزادار واقعی و با بصیرتی برای آقای مظلوم مان حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)
 
باشیم استدعا دارم همراهی بفرمایید با تصاویری از این مراسم نورانی.............




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
ادامه گزارش مصور تعویض فرشهای مسجد.......................





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
گزارش مصور تعویض فرشهای مسجد قسمت آقایان.........................

با همت خیر محترم حاج آقا کرمی و بیاد فرزند فقیدشان مرحومه مغفوره ملیحه کرمی و فرزند ش یوسف کرمی

فرشهای قسمت آقایان مسجد تعویض شد.

صبح روز یکشنبه راس ساعت 8

مراسم تعویض فرشها با جمع کردن فرشهای قدیمی و شستشوی مسجد آغاز شد

استدعا دارم همراهی بفرمایید با گزارشی مصور از این مراسم بیادماندنی..................................


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
شروع تمرین رژه ی گروهان های مختلف پایگاه.......................

با نزدیک شدن به هفته مقدس دفاع

و جهت حضور حماسی و بیعت مجدد با ولی امرمان در جهت آمادگی و جانفشانی

در دفاع از آرمانهای انقلاب

گروهان های مختلف پایگاه مقاومت سردار شهید شوریده

تمرین های خود را شروع کرده اند

از تمامی اعضای بصیر پایگاه دعوت می شود در محل پایگاه حضور بهم رسانند

زمان : هر شب بعد از مراسم مسجد...................................................

همراهی بفرمایید با تصاویری منتخب از رژه ی سال قبل...............

................................
ما ذوالفقار حیدریم...............فدائیان رهبریم


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)

برگزاری دعای عرفه در مسجد........................


همزمان و هم نوا با سید و سالار شهیدان کربلا

و هفتاد و دو یار با وفایشان

دعای پر فیض عرفه

برگزار می شود..................


زمان :  عصر روز یکشنبه 21 شهریور راس ساعت 4/5بعد از ظهر

مکان : مسجد چهارده معصوم ( علیهم السلام) شهرستان گناباد


با نوای دلنشین مداحان اهل بیت(ع)

مفتخریم به میزبانی شما............................



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
گزارش مصور جلسه هفتگی حاج آقا موسوی.....................

با حضور حضرت حجت الاسلام موسوی به عنوان امام جماعت مسجد

یکی از جلساتی که به برنامه های مسجد اضافه شد

جلسات هفتگی با عنوان

بیان احکام ، بصیرت افزایی و اخلاق با محوریت قرآن کریم 

هر شب سه شنبه هر هفته برگزار می شود

که با اقبال عموم نمازگزاران روبرو شده است

و انتظار است در آینده استقبال بهتری هم بشود

جا دارد از همراهی اندیشمند فاضل جنا حاج آقا موسوی به خاطر این همراهی صمیمانه تقدیر بعمل آورم

همراهی بفرمایید با تصاویری از این جلسه..................



نوشته شده در تاریخ شنبه 13 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)

با چشم های خودت ببین !!!  

باید از صدای خمپاره ها گوش هایت کر شده باشند، باید از ترس آژیر قرمز غش کرده باشی. باید نور منوره ها را توی تاریکی دیده باشی. باید سی تا جنازه ی پر از خون کنار هم دیده باشی. باید سنگینی ژ- 3 را روی شانه هایت احساس کرده باشی، باید توی دو متر جا وسط گونی های شن نشسته باشی. باید بهترین و عزیزترین دوستت، همانی که خیلی دوستش داری را با پیشانی سوراخ روی دست هایت گرفته باشی. باید، باید، باید .... شاید هم نباید همه ی اینها را حس کرده باشی تا معنی جنگ را بفهمی. بعضی وقت ها می شود از توی چند تا تصویر یا چند تا جمله به سالهای دهه 60 و 70 بروی. آن موقع ها که هنوز خیلی بچه بودی. آن موقع ها که معنی خیلی از این چیزها را نمی فهمیدی.

با چشم های خودت ببین !!!

 
حالا هم می شود بروی و این چند کتاب را بخوانی، چند تایی هم فیلم ببینی تا بلکه توی همان حس و حالی که گفتم بروی، ولی خیلی خودت را خسته نکن. گذشته و تو خیلی چیزها را ندیدی .... این کتاب ها از بین همه ی کتاب های خوبی انتخاب شده که هر کدامشان قصه زندگی آدمهایی است که در آن سال ها بودند و خیلی چیزها را از نزدیک لمس کردند. 
از بین این کتاب ها، انتشارات روایت فتح با کتاب های "نیمه پنهان" که روایت زندگی شهیدان از زبان همسرانشان است، کتاب های "روزگاران" و "یادگاران" که داستان های کوتاهی از حوادث 8 سال دفاع مقدس است و کتاب های "پشت درهای بسته" که ماجرای اسارت رزمندگان است، جزو بهترین های آثار دفاع مقدس هستند که ما خوانده ایم شان و توصیه می کنیم شما هم بخوانید و کتاب های قصه ی فرماندهان انتشارات سوره هم که زندگی سرداران بزرگ جنگ است و کتاب های دیگری که خودتان حتماً پیدایشان می کنید. 


نوشته شده در تاریخ شنبه 13 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)

افضل الساعات  

خاطره ای طنز از جبهه 
افضل الساعات

داخل چادر ، همه بچه ها جمع بودند ، می گفتند و می خندیدند 
هر کسی چیزی می گفت و به نحوی بچه ها رو شاد می کرد!
فقط یکی از بچه ها به قول معروف رفته بود تو لاک خودش.
ساکت گوشه ای به کوله پشتی اش تکیه داده بود و توی لاک خودش بود.
بچه ها هم مدام بهش تیکه می انداختن و می خندیدن
اما اون چیزی نمی گفت:
یهو دیدم رو کرد به جمع و گفت 
ـ بسّه دیگه ، شوخی بسّه ! اگه خیلی حال دارین به سوال من جواب بدین. 
همه جا خوردیم. از اون آدم ساکت این نوع صحبت کردن بعید بود. همه متوجه او شدند
ـ هر کی جواب درست بده بهش جایزه می دم 
با تعجب گفتم : «چه مسابقه ای می خوای بذاری 
پرسید: آقایون افضل الساعات (بهترین ساعتها) چیه؟
پچ پچ بچه ها بلند شد ، یکی گفت 
ـ قبل از اذان ، دل نیمه شب ، برای  نماز شب .
ـ غلطه ، آی غلطه ، اشتباه فرمودین! .
ـ می بخشین ، به نظر من اذان صبح وقت نماز
ـ بَه َ، اینم غلطه 
ـ صلاة ظهر و عصر 
خلاصه هر کسی یه چیزی گفت و جواب ایشون همچنان " نه " بود
نیم ساعتی از شروع بحث گذشته بود، همه متحیر با کمی دلخوریی گفتند:
آقا حالگیری می کنید، اصلاً ما نمی دونیم . خودت بگو
او هم وقتی کلافه شدن بچه ها رو دید ، لبخند زد و گفت 
ـ از نظر بنده بهترین ساعتها ، ساعتی هستش که ساخت وطن باشه
بعدش با خنده از جا بلند شد و رفت تا خودش رو برای نماز ظهر آماده کن.


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)


     

  از بزرگی پرسیدند :

 زندگی چند بخش است؟

گفت: 2 بخش است...کودکی و پیری...

  گفتند پس جوانی چه می شود؟

گفت:

فدایحســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــین(علیه السلام)

...........................

مدتهاست

مسجد را برای محرم آماده می کنیم..............

باور کنید که یاد محرم.........................................

آرامش بخش و خستگی را از تن بیرون می کند...............................

دعا بفرمایید

توفیق خادمی عزادار مولای شهیدمان را داشته باشیم

انشاءالله



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)

وضو می گیری اما در همین حال اسراف میکنی  

 نماز می خوانی اما با برادرت قطع رابطه می کنی 

 روزه میگیری اما غیبت هم می کنی 

 صدقه می دهی اما منت میگذاری 

 بر پیامبر و آلش صلوات می فرستی اما بدخلقی می کنی 

 دست نگه دار بابا جان

 ثواب هایت را در کیسه سوراخ دار نریز... 

 "مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی"



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
چند شب بعد از ارتحال آیت الله شیخ مرتضی حائری، او را در عالم خواب دیدم. حواسم بود که از دنیا رفته است. کنجکاو شدم که بدانم در آن
طرف مرز زندگی دنیایی چه خبر است؟ !
پرسیدم: آقای حائری، اوضاع تان چطور است؟
آقای حائری که راضی و خوشحال به نظر می آمد، رفت توی فکر و پس از چند لحظه،انگار که از گذشته ای دور صحبت کند شروع کرد به تعریف کردن… همین که بدن مرا در درون قبر گذاشتند… بدن خودم را از بیرون و به طور کامل می دیدم. خودم هم مات و مبهوت شده بودم، این بود که رفتم و یک گوشه ای نشستم و زانوی غم و تنهایی در بغل گرفتم .
ناگهان متوجه شدم که از پایین پاهایم، صداهایی می آید. صداهایی رعب آور و وحشت افزا! صداهایی نامأنوس که موهایم را بر بدنم راست می کرد. 
به زیر پاهایم نگاهی انداختم. از مردمی که مرا تشیع و تدفین کرده بودند خبری نبود. بیابانی بود برهوت با افقی بی انتها و فضایی سرد و سنگین و دو نفر داشتند از دور دست، به من نزدیک می شدند. 

تمام وجودشان از آتش بود. آتشی که زبانه می کشید و مانع از آن می شد که بتوانم چشمانشان را تشخیص دهم. انگار داشتند با هم حرف می زدند و مرا به یکدیگر نشان می دادند. ترس تمام وجودم را فرا گرفت و بدنم شروع کرد به لرزیدن. خواستم جیغ بزنم ولی صدایم در نمی آمد. تنها دهانم باز و بسته می شد و داشت نفسم بند می آمد. بدجوری احساس بی کسی غربت کردم . در دل گفتم :خدایا به فریادم برس! خدایا نجاتم بده، در اینجا جز تو کسی را ندارم ….

همین که این افکار را از ذهنم گذرانیدم متوجه صدایی از پشت سرم شدم. صدایی دلنواز، آرامش بخش و روح افزا و زیباتر از هر موسیقی دلنشین! سرم را که بالا کردم و به پشت سرم نگریستم، نوری را دیدم که از آن بالا بالاهای دور دست به سوی من میآمد. هر چقدر آن نور به من نزدیکتر میشد آن دو نفر آتشین عقبتر و عقبتر میرفتند تا اینکه بالاخره ناپدید گشتند. نفس راحتی کشیدم و نگاه دیگری به بالای سرم انداختم. آقایی را دیدم از جنس نور. نوری چشم نواز آرامش بخش. ابهت و عظمت آقا مرا گرفته بود و نمیتوانستم حرفی بزنم و تشکری کنم، اما خود آقا که گل لبخند بر لبان زیبایش شکوفا بود سر حرف را باز کرد و پرسید: آقای حائری! ترسیدی؟
من هم به حرف آمدم که: بله آقا ترسیدم، آن هم چه ترسی! هرگز در تمام عمرم تا به این حد نترسیده بودم. اگر یک لحظه دیرتر تشریف آورده بودید حتماً زهره ترک میشدم و خدا میداند چه بلایی بر سر من میآوردند . بعد به خودم جرأت بیشتر دادم و پرسیدم: راستی، نفرمودید که شما چه کسی هستید؟
و آقا که لبخند بر لب داشت و با نگاهی سرشار از عطوفت، مهربانی و قدرشناسی به من مینگریستند فرمودند:
 من علی بن موسی الرّضا هستم.
آقای حائری! شما ۳۸ مرتبه به زیارت من آمدید من هم ۳۸ مرتبه به بازدیدتان خواهم آمد،

 این اولین مرتبهاش بود؛

 ۳۷ بار دیگر هم خواهم آمد.


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
یك روایت جالب از خالد بن ربعى به چند سند ذكر فرموده تا اینكه رسیده به على (علیه السلام) او گفته در روایت آمده است كه روزى على (علیه السلام) براى حوائج خود داخل مكه شدند دیدند عربى را كه پرده كعبه را گرفته و با خدا حرف مى‏زند.


یا صاحب البیت، البیت بیتك و الضیف ضیفك و لكل ضیف من ضیفه حق فاجعل حقى منك اللیله المغفره، فقال امیرالمومنین لاصحابه اما تسمعون كلام الاعرابى قالوا نعم

عربى آمد پرده خانه را گرفت، عرض كرد: اى صاحب خانه، خانه خانه شما است، مهمان هم مهمان شما است و هر مهمانى بر صاحب خانه حقى دارد حق مرا آمرزش گناهم قرار بده (یعنى به جاى طعام گناهم را عفو فرمایید) على (علیه السلام) رو كرد به اصحاب خود فرمودند: آیا شنیدید كلام اعرابى را؟ گفتند: بلى.

بعد على (علیه السلام) فرمودند: كه خداوند كریم‏تر از آن است كه مهمانش را ناراضى كند اینها در شب اول واقع گردید، فرمود: شب دوم باز آن عرب آمد، پرده مكه را گرفته و مى‏گوید: اى خداى عزیز و گرامى اكرام كن مرا به عزت خودت و متوجه تو هستم، بحق محمد و آل محمد قسم مى‏دهم عطا كن مرا چیزى را كه به غیر از تو كسى به من عطا نمى‏كند و دورگردان از من چیزى را كه قادر نیست احدى غیر از تو یعنى مرا اهل بهشت گردان و آتش را از من دور گردان، على (علیه السلام) به اصحاب خود فرمود: قسم بخدا كه رسول الله صلى‏الله علیه و آله به من خبر داد كه این اعرابى از خدا بهشت مى‏خواهد و خدا عطا مى‏كند و سوال مى‏كند صرف آتش را خدا صرف مى‏كند آتش را از او، على (علیه السلام) فرمود: چون شب سوم شد على (علیه السلام) دید ایضا مرد اعرابى پرده را گرفته، عرض مى‏كند: خداوند شب اول آمدم به درگاه تو طلب آمرزش گناهان خود كردم مرا آمرزیدى.

شب دوم آمدم به درگاه تو طلب بهشت كردم به من عطا كردى، امشب هم آمدم براى دنیایم.

خدایا روزى كنید مرا چهار هزار درهم، على (علیه السلام) این منظره را دید آمد نزدیك فرمود: اى اعرابى خدا را خواندید گناه تو را بخشید بهشت را خواستید به تو داد و آتش را از تو دور كرد و امشب هم سوال چهار هزار درهم كردى، وقتى كه اعرابى على (علیه السلام) را شناخت روى كرد به طرف حضرت عرض كرد: بخدا قسم تو آرزوى منى و حاجت خود را از تو طلب مى‏نمایم (یعنى تو هستى حاجت روا و تویى مشكل گشا) فرمود: سوال كنید اى اعرابى.

گفت: هزار درهم مى‏خواهم قرض خود را ادا نمایم و هزار درهم مى‏خواهم یك خانه شخصى بخرم و هزار درهم مى‏خواهم خرج ازدواج كنم هزار درهم مى‏خواهم كسب نمایم فرمود: انصاف دادى هر وقت كه آمدى مدینه سوال كن خانه على كجاست؟ اعرابى مدت هفت روز در مكه معظمه بودند بعد حركت كردند براى مدینه خانه على (علیه السلام) را سراغ مى‏گرفت یك وقت دید یك آقا زاده آمد جلو گفت: بیا من خانه على را نشان به تو بدهم، گفت: شما كه هستى؟ فرمود: من پسر على (علیه السلام) هستم و اسم من حسین است. اعرابى سوال كرد: اسم مادرت چه نام دارد؟ فرمود: اسم مادرم فاطمه است علیها السلام است. اعرابى باز سوال كرد: جده شما كیست؟ گفت: خدیجه بنت خولید. سوال كرد: اسم برادرت چیست؟ فرمود حسن (علیه السلام) آن وقت یقین كرد كه این آقازاده فرزند امیر المومنین است. گفت: برو به على (علیه السلام) بگو اعرابى آمده كه در مكه ضامن شده‏اید، رفت خبر داد حضرت فرمود: یا فاطمه چیزى در خانه هست اعرابى بخورد؟ عرض كرد چیزى در خانه نیست، حضرت رفت سلمان را آورد فرمود: باغى كه رسول اكرم صلى‏الله علیه و آله براى ما غرض كرده آن را بفروش آن باغ را فروختند به دوازده هزار درهم، چهار هزار درهم به اضافه چهل درهم براى نفقه‏اش به اعرابى مرحمت فرمود.

خبر رسید به فقرا شهر مدینه اجتماع كردند، على (علیه السلام) همه را انفاق كرد حتى یك درهم براى خود نماند وقتى كه على (علیه السلام) برگشت آمد خانه حضرت زهرا سوال كرد: پسر عم آیا باغ را فروختى؟ فرمود: بلى حضرت فاطمه فرمود: پولش كجاست؟ فرمود: به فقرا دادم، عرض كرد: من گرسنه‏ام و فرزندان من گرسنه و فرزندان من گرسنه و شكى نیست شما هم مثل ما هستید.

امام حسن (علیه السلام) مى‏فرماید: در این هنگام پدرم رفت بیرون براى قرض كردن پس عربى را دید با او است یك شتر، عرض كرد: یا على شتر نمى‏خرى؟ فرمود: پول ندارم. عرض كرد: مهلت مى‏دهم. فرمود چند مى‏فروشى؟ گفت یكصد درهم، على (علیه السلام) فرمود: حسن بگیر در همان ساعت عرب دیگرى را دید عرض كرد: یا على ناقه را مى‏فروشى؟ فرمود: چه كنى؟ عرض كرد: بروم با این شتر در ركاب رسول الله صلى‏الله علیه و آله جنگ نمایم. فرمود: اگر قبول نمایید بخشیدم به شما. عرض كرد: پول دارم چند مى‏فروشى؟ فرمود: چند مى‏خواهى؟ اعرابى عرض كرد: من صد و هفتاد درهم مى‏خرم. فرمود بخرید، من صد درهم او را به آن اعرابى كه مقروضم از او مى‏دهم و هفتاد درهم او را براى خودم.

امام حسن (علیه السلام) تحویل گرفت رفتند طلب اعرابى را بدهند دیدند رسول الله صلى‏الله علیه و آله را كه در حال تبسم فرمود: یا اباالحسن آیا اعرابى را طلب مى‏كنى كسى كه فروخته است جبرئیل بود و خریدار از تو میكائیل ناقه مال بهشت بود درهم از پیش خداوند تبارك و تعالى بود كسى كه براى خدا باشد خداوند هم همیشه با او است. ملاحظه فرمودید: على (علیه السلام) دوازده هزار درهم را همه را در راه خداوند داد آن وقت از بهشت براى او ناقه مى‏آید.1

 

به جز از على نباشد به جهان گره گشایى

طلب مدد از او كن چو رسد ترا بلایى

چو به كار خویش مانى در خانه على زن

به جز او به زخم دلها ننهد كسى دوایى

به ولاى او بزن دم كه رها شوى ز هر غم

سر كوى او مكان كن بنگر كه در كجایى

تو جمال كبریایى تو حقیقت خدایى

بخدا نبرده‏اى پى اگر از على جدایى

على اى حقیقت حق على اى ولى مطلق

تو كه یار دردمندى تو كه یار بینوایى

1- امالى صدوق (قدس سره) ص 467، همه حدیث عربى ذكر شده است 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)

ملّا محسن فیض کاشانی، آن عارف بالله، صاحب کتاب کلمات­ مکنونه و کتب عرفانی و اخلاقی و علمی دیگر، در عالم رؤیا یا مکاشفه، شیخ الطائفه، شیخ طوسی را می­‌بیند، به شیخ طوسی عرضه می­‌دارد که آقا! آن­جا چه خبر است؟

شیخ طوسی می­‌فرماید: آن­جا چه خبر است؟ این­جا خبری نیست، خبرها آن­جاست،

ملّا محسن فیض کاشانی تعجّب می­‌کند و می­‌گوید من عرض کردم: آقا! خبر آن‌ طرف است، این‌ طرف که خبری نیست،

شیخ طوسی می­‌گوید: خیر، اتّفاقاً بر عکس متوجّه شدید، خبر آن­جاست و این‌ طرف، خبری نیست، هر چه این‌ طرف هست از آن­جا آمده است.

فقط به تو بگویم: ای محسن! بدان، هر چه هست در دنیاست و من امروز مغموم هستم و افسوس می­‌خورم که می­‌توانستم کار بیشتری انجام بدهم و انجام ندادم، تعبیر عجیبی دارد، می­‌فرماید: اگر می­‌دانستید که این­جا، فقط یک ذکر صلوات بر محمّد و آل محمّد(ص) چقدر ارزش دارد، آن‌ وقت می­‌فهمیدید، چرا در ماه مبارک رمضان، اوّ‌لین دعا، این است «اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلی اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُور».

درس اخلاق استاد قرهی



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
ابوعلی سینا در سفر بود. در هنگام عبور از شهری ،جلوی قهوه خانه ای اسبش را بر درختی بست و مقداری کاه و یونجه جلوی اسبش ریخت و خودش هم بر روی تخت جلوی قهوه خانه نشست تا غذایی بخورد. خر سواری هم به آنجا رسید ،از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خودش هم آمد در کنار ابوعلی سینا نشست.

شیخ گفت : خر را پهلوی اسب من نبند،چرا که خر تو از کاه و یونجه او میخورد و اسب هم به خرت لگد میزند و پایش را میشکند.

خر سوار آن سخن نشنیده گرفت به روی خودش نیاورد و مشغول خوردن شد. ناگاه اسب لگدی زد و پای خر را لنگ کرد.
خر سوار گفت : اسب تو خر مرا لنگ کرد و باید خسارت دهی.

شیخ ساکت شد و خود را به لال بودن زد و جواب نداد.
صاحب خر ، ابوعلی سینا را نزد قاضی برد و شکایت کرد.
قاضی سوال کرد که چه شده؟ اما ابوعلی سینا که خود را به لال بودن زده بود ،هیچ چیز نگفت.

قاضی به صاحب خر گفت : این مرد لال است .........؟
روستایی گفت : این لال نیست بلکه خود را به لال بودن زده تا اینکه تاوان خر مرا ندهد، قبل از این اتفاق با من حرف میزد....

قاضی پرسید : با تو سخن گفت .......؟چه گفت؟
صاحب خر گفت : او به من گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد میزند و پای خرت را میشکند....... قاضی خندید و بر دانش ابو علی سینا آفرین گفت.
قاضی به ابوعلی سینا گفت حکمت حرف نزدنت پس چنین بود؟!!!
ابوعلی سینا جوابی داد که از آن به بعد درزبان پارسی به مثل تبدیل شد:"جواب ابلهان خاموشی ست"

امثال و حکم-علی اکبر دهخدا



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
 آمده بود بیمارستان

کپسول اکسیژن می خواست؛  امانت،برای مادر مریضش.سرباز بخش را صدا زدم،کپسول را ببرد؛نگذاشت!  

هر چه گفتم:  «امیر،شما اجازه بفرمایید.؛قبول نکرد!،خودش برداشت...»  گفت:  «نه!خودم می برم،برای مادرمه.»

 خاطره از امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی؛(جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح)!

یادگاران ص ۶۹



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
حضرت عیسی بن مریم علیه السلام با جمعی در جائی نشسته بود، مردی هیزم شکن از آن راه با خوشحالی و خوردن نان می گذشت، حضرت عیسی علیه السلام به اطرافیان خود فرمود: شما تعجب ندارید از این که این مرد بیش از یک ساعت زنده نیست

ولی آخر همان روز آن مرد را دیدند که با بسته ای هیزم می آید تعجب کردند و از حضرت علت نمردن او را پرسیدند. او بعد از احوالپرسی از مرد هیزم شکن، فرمود: هیزمت را باز کن، وقتی که باز کرد مار سیاهی را در لای هیزم او دید، حضرت علیه السلام فرمود: این مار باید این مرد را بکشد ولی تو چه کردی که از این خطر عظیم نجات یافتی؟
☄☄گفت: نان می خوردم فقیری از مقابل من گذشت، قدری به او دادم و او درباره من دعا کرد.
حضرت علیه السلام فرمود: در اثر همان دستگیری از مستمند خداوند این بلای ناگهانی را از تو برداشت و پنجاه سال دیگر زنده خواهی بود

تفسیر نمونه، ج 3، ص 223



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)

 ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺍﺷﺮﺍﻗﻰ ﺍﺯ ﻭﻋّﺎﻅ ﻧﺎﻣﻰ ﻭ ﻣﻠﺎﻯ ﻗﻢ ﺑﻮﺩ.

 ﻣﻰ ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﺍﻯ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﻰ ﺑﻪ ﻣﺠﻠﺴﻰ ﻣﻰ ﺭﻓﺘﻢ

 ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺳﺨﻦ ﺑﻮﺩﻡ ﻛﻪ ﺻﻒ ﺍﻟﺎﻏﻬﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺷﻦ ﻭ ﻣﺎﺳﻪ ﻣﻰ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﻧﻈﺮ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺟﻠﺐ ﻛﺮﺩ.

ﺍﻟﺎﻍ ﺟﻠﻮﻳﻰ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﻘﻴﻪ ﻫﻢ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻧﺪ. ﺧﺮﻛﭽﻰ ( صاحبب خر) ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺯﺩﻥ ﺍﻟﺎﻍ ﺁﺧﺮﻯ ﻛﺮﺩ.

ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ: ﻋﻤﻮ! ﺍﻳﻦ ﺧﺮِ ﺁﺧﺮﻯ ﺗﻘﺼﻴﺮﻯ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺍﺷﻜﺎﻝ، ﺍﺯ ﺧﺮِ ﺍﻭّﻟﻰ ﺍﺳﺖ. ﺍﻭّﻟﻰ ﺭﺍ ﺣﺮﻛﺖ ﺑﺪﻩ، ﺑﻘﻴﻪ ﺣﺮﻛﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ.

ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﻰ ﺭﺍ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻡ. ﺭﻓﺘﻢ ﺑﺎﻟﺎﻯ ﻣﻨﺒﺮ. ﮔﻔﺘﻢ: ﻳﻚ ﺳﺮﻯ ﺍﺯ ﻓﺴﺎﺩﻫﺎﻯ ﻃﺒﻘﻪ ﭘﺎﺋﻴﻦ ﺯﻳﺮ ﺳﺮ ﺟﻠﻮﻳﻰ ﻫﺎﺳﺖ.

ﺍﮔﺮ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺏ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ.

ﺍﮔﺮ ﻣﻌﻠّﻢ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﺪ، ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺧﻮﺏ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ.

ﺍﮔﺮ ﻛﺪﺧﺪﺍ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﻫﺎﻟﻰ ﺩﻩ ﺧﻮﺏ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ. ﻭ ﺍﮔﺮ...


خاطرات آقای قرائتی



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)

موسسه جبل عامل در لبنان مخصوص پسر ها ومدینه الزهرا مخصوص دختر های یتیم شیعه بود

 از چند ساله تا 16 - 17 ساله.

مجتمعی بود فرهنگی که هم مدرسه بود وهم خوابگاه . دکتر چمران محبوبیّت خاصی در بین آنها داشت.

یک بار با بی سیم خبر دادند که دکتر دارد برای دیدنتان با ماشین به مدینه الزهرا می آید .

 به محض شنیدن این مطلب بچه ها ومسئولان مجتمع رفتند و با اسلحه اتوبانی را که از بیروت به سمت دریا می رفت رو بستند .

دکتر که از دور آمد و دید راه بسته است تعجب کرد و پرسید : مگه اتفاقی تو مدینه الزهرا افتاده ؟!

 چرا ماشین های مردم معطلند؟!

او بلا فاصله خود را به افراد مسلح رساند وگفت : چرا اتوبان را بستین؟!

کی قراره به این جا بیاد؟ وقتی جواب شنید به احترام شما اتوبان را بستیم 

 هر دو دستش را بلند کرد و بر سر خود زد و گفت : وای بر من وای بر من ! 

اگر مردم حلالمون نکنن چی؟

بچه ها با تعجب پرسیند :مگه اشتباهی از ما سر زده ؟ 

دکتر گفت: برای همین چند دقیقه ای که به خاطر من از عمرشون تلف شده فردا باید جوابگو باشیم و

بعد دوباره گفت :وای برتو مصطفی باید از تک تکشون حلالیّت بطلبیم او به سراغ ماشین ها رفت

 سرش را از شیشه تک تک ماشین ها داخل می کرد ومی گفت آقا منو حلال کنید

این بچه های منو حلال کنید ، نفهمیدن اشتباه کردن ؛

[ خاطراتی از شهید دکتر مصطفی چمران ، سیده هیام عطفی ، کتاب چمران مظلوم بود به کوشش علی اکبری ، چاپ هفتم ،زمستان 93 ، ص 11 ]



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

در روزهای اول نخست وزیری، آقای رجایی مرا خواست و حكمی به من داد كه طبق آن باید

كلیه ی اموال مازاد دولت را شناسایی و از سطح مراكز دولتی جمع آوری می كردم.

با حكمی كه از او داشتم به تك تك وزارتخانه ها می رفتم و اموال مازاد و تشریفاتی را جمع می كردم

 فقط از وزارت خارجه 7كامیون فرش خارج كردیم.

كلیه این اموال را می فروختیم و به حساب 100 امام كه مخصوص خانه سازی برای محرومین بود واریز می كردیم.

 ایشان حتی به من گفت: لوستر بزرگ وسط مجلس را هم جمع كن و بفروش.

 اتفاق جالبی كه افتاد این بود كه وقتی به سراغ اطاق آقای وزیر خارجه رفتیم، در اطاق بسته بود. 

بعد از دو سه بار مراجعه، مسئول دفترش گفت: نمی شود، شما می خواهید فرش اطاق آقای وزیر را هم جمع كنید!

 وقتی مطلب را به آقای رجایی گفتم، شخصاً به آقای وزیر تلفن كرد و گفت: 

آقای وزیر تو تازه آمده ای وزیر شده ای، به این زودی به فرش علاقه پیدا كرده ای! 

او هم گفت: نه، من وزارتخانه نبودم، بگویید بیایند و جمع كنند.

 ما هم رفتیم و فرش اطاق وزیر را جمع كردیم و بردیم. ایشان می گفت: اول از خود نخست وزیری شروع كنید.

 در زیرزمین های نخست وزیری تمام جام های نقره سازمان تربیت بدنی و دهنه اسب شاه كه 43 تكه طلا روی آن بود را 

جمع كردیم و فروختیم و به حساب 100 امام واریز كردیم.

[برگرفته از كتاب خواندنی هایی از زندگی یك رئیس جمهور-محمد عابدی]



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
رهبر انقلاب در دیدار ائمه جماعات مساجد استان تهران:

مسجد هسته مقاومت فرهنگی و پایگاه فعالیت اجتماعی است/ اگر حصار و خاکریز فرهنگی نباشد، همه چیز از دست می رود

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یکشنبه) در دیدار ائمه جماعات مساجد استان تهران، مساجد را پایگاه «اجتماع، مشورت، مقاومت، برنامه ریزی و حرکت اجتماعی و فرهنگی» خواندند و با اشاره به ضرورت تقویت ایمان دینی مردم به عنوان تکیه‌گاه اصلی انقلاب و نظام افزودند: برای تشخیص تکلیف در قبال مسائل جاری باید با نگاهی کلان و فرهنگی، روند کلی حرکت جامعه را تحلیل و جریان‌شناسی کرد.


رهبر انقلاب با یادآوری فلسفه تعیین روز جهانی مسجد افزودند: این روزِ اساساً انقلابی، با پافشاری و مطالبه جمهوری اسلامی و به علت آتش زدن مسجدالاقصی به دست صهیونیستها و با هدف مقابله امت اسلام با رژیم صهیونیستی، در سازمان کنفرانس اسلامی تصویب شد و باید با همین نگاه، آن را مورد توجه قرار داد.
 
مسجد هسته مقاومت فرهنگی و پایگاه فعالیت اجتماعی است 

حضرت آیت الله خامنه‌ای، تشکیل مسجد را از ابتکارات اسلام برای شکل دادن به اجتماعات و ارتباطات مردم بر محور «ذکر، نماز و توجه به خداوند» خواندند و افزودند: در تاریخ اسلام، مسجد مرکزی برای مشورت، همکاری و تصمیم‌گیری در مسائل مهم اجتماعی، سیاسی و نظامی بوده است.

رهبر انقلاب از همین زاویه بر اهمیت مسئله نماز تأکید و خاطرنشان کردند: نماز باید با کیفیت و توجه عمیق به خداوند متعال، و به‌دور از آفاتی همچون غفلت و ریا باشد و نقش ائمه جماعات در تبیین و ترویج عملی و زبانی مسئله نماز به عنوان حقیقتی جذاب و شوق‌انگیز بسیار مهم است.

ایشان، مسجد را پایگاهی برای همه کارهای نیک دانستند و گفتند: مسجد باید پایگاه «انسان‌سازی، عمران دل و دنیا، مقابله با دشمن، بصیرت‌افزایی و زمینه‌سازی برای ایجاد تمدن اسلامی» باشد، بنابراین وظیفه امام جماعت علاوه بر اقامه نماز، «اقامه حق و عدل، تبیین دین و ابلاغ احکام دینی» است.

حضرت آیت الله خامنه‌ای، امام جماعت را «محور مسجد» خواندند و افزودند: امامت مسجد شغلی مهم و اساسی است و نباید با نگاهی حاشیه‌ای به این مأموریت مهم، در حق مسجد کم گذاشت، بلکه باید با «حضور منظم و با طمأنینه، ادای با کیفیتِ نماز، گفت‌وگو با مردم و تشکیل حلقه‌های معرفتی و پاسخ به سؤالات جوانان»، حق مسجد را ادا کرد.

ایشان، محوریت بخشیدن به مساجد را از جمله هنرهای بزرگ امام عظیم‌الشأن از همان روزهای اول انقلاب اسلامی برشمردند و افزودند: مسجد «پایگاه انواع فعالیتهای اجتماعی» است و در تقویت فکری و ترغیب مردم به فعالیتهای گوناگون اجتماعی نقش اساسی دارد.

رهبر انقلاب مساجد را «هسته مقاومت» به‌ویژه مقاومت فرهنگی برشمردند و خاطرنشان کردند: اگر حصار و خاکریز فرهنگی نباشد، همه چیز از دست می رود.

ایشان، تلاش پیچیده و متنوع دشمنان برای نفوذ فرهنگی را گسترده تر از اوایل انقلاب دانستند و افزودند: آماج این حرکت مستمر و چند لایه، ایمان دینی مردم است، یعنی همان عاملی که عامل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی بوده است.

حضرت آیت الله خامنه ای، انقلاب اسلامی را زلزله ای شدید در ارکان نظام سلطه خواندند و افزودند: به برکت «اسلام انقلابی» و «انقلاب اسلامی» هدف اصلی زورگویان جهانی یعنی فرمانروایی بر منطقه ناکام مانده و امریکا در منطقه غرب آسیا عملاً زمین‌گیر شده است.

رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: اگر ایمان و پایبندی ملت به اسلام نبود، ایران نیز همچون دیگران زیر چتر امریکا و غیرامریکا می رفت و به همین علت است که آنها با ایمان مردم، خصومتی عمیق و پایان ناپذیر دارند.

ایشان، جوانان را در هدف گذاری های دشمنان برای نفوذ فرهنگی و تضعیف ایمان و اعتقادات مردم، یک هدف اصلی دانستند اما افزودند: با وجود همه طرحهای فریبنده، خیلِ عظیم جوانان مؤمن به عنوان یکی از معجزات بزرگ انقلاب، نسل جوان امروز را پیشتازتر از جوانان اول انقلاب قرار داده است.

حضرت آیت الله خامنه ای نقش مساجد را در افزایش مقاومت و تحکیم هنرمندانه حصار فرهنگی، مهم ارزیابی کردند و افزودند: مسجد پایگاه بزرگ بسیج و حرکت فرهنگی است.

ایشان، ائمه جماعات را به استفاده هر چه بیشتر از شیوه های صحیح کار در مساجد توصیه و به عنوان یک مثال خاطرنشان کردند: جلسات رو در رو با مردم، از دیگر شیوه های تبلیغاتی در رسانه های مختلف، مؤثرتر است.

رهبر انقلاب، در تبیین نکته ای مهم، «فرهنگ و بصیرت فرهنگی» را مبنای کار حقیقی سیاسی خواندند و تأکید کردند: سیاست در معنای واقعی، طرفداری از این یا آن شخص نیست بلکه به معنای برخورداری از نگاه کلان و توان تحلیل حرکت عمومی جامعه است.

رهبر انقلاب افزودند: در نگاه سیاسیِ حقیقی، باید با بررسی حرکت عمومی جامعه، پاسخ چند سؤال اساسی روشن شود: سبک زندگی جاری ما را به کدام سمت و سو می کشاند و آیا در حال حرکت به سمت عدالت اجتماعی، استقلال واقعی و شکل دهی تمدن اسلامی هستیم یا به سمت وابستگی به امریکا و تأثیرپذیری از بافته ها و یافته های غربی حرکت می کنیم؟

ایشان افزودند: البته در خلال این نگاه کلان و جریان شناسی واقعی، تکلیف مسائل جاری و موضع‌گیری انسان در قبال اشخاص، احزاب و گروهها نیز مشخص می شود.

حضرت آیت الله خامنه ای در ذکر مثالی در تبیین اهمیت داشتن نگاه و تحلیل کلان گفتند: در اوایل فتنه به یکی از سران فتنه گفتم شما در ظاهر با نظام هستید و به گفته خودتان در حال اعتراض انتخاباتی هستید اما بدانید که مدیریت این جریان به دست بیگانگان می افتد و آنها با استفاده از کار شما، اصل نظام را هدف می گیرند.

رهبر انقلاب افزودند: آنها -البته اگر با نگاه خوشبینانه به ماجرا بنگریم- حرف اینجانب را نفهمیدند و وارد شدند و همه دیدند که چگونه انتخابات، بهانه ای برای حمله و نفی اصل نظام شد.

ایشان خاطرنشان کردند: برخی می گویند یک حرفی آن موقع زده شده، بگذریم؛ اما باید توجه داشت که اگر در طرفداری از کسی حرفی زده می شود که مخالف سخنان و مواضع اوست، آن شخص باید اعلام مخالفت کند وگرنه به حساب او گذاشته می شود.

رهبر انقلاب اسلامی سخنان خود را در جمع ائمه جماعات استان تهران با بیان چند نکته دیگر ادامه دادند.

«اقامه نماز جماعت در هر سه وقت نماز» و «باز بودن مساجد برای مراجعه مردم و خواندن نماز در طول روز» از جمله این نکات بود.

ایشان با انتقاد از دیدگاهی که پیشنمازی مساجد را فقط در خواندن نماز خلاصه می کند، افزودند: این نگاه جفاآمیز در واقع همان نگاه سکولار است که دین را در عمل شخصی منحصر می کند و از ورود به مسائل اجتماعی- سیاسی باز می دارد.

حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه خاطرنشان کردند: «اسلام سکولار و محصور در عبادات چه فردی و چه دسته‌جمعی» حتی اگر طرفداران فراوانی داشته باشد، مورد خصومت سلطه‌گران نیست، آنچه زورگویان جهانی با آن دشمنی دارند، «اسلام مقتدر» است که نظام سیاسی- اجتماعی تشکیل می دهد و ملتها را به سمت سعادت حقیقی دنیا و آخرت هدایت می کند.

«توجه خاص به جوانان و قائل بودن جایگاهی خاص برای نسل جوان» نکته دیگری بود که رهبر انقلاب به ائمه جماعات توصیه کردند.

ایشان افزودند: دل جوانان را با ایجاد جاذبه صحیح یعنی «سخن و اقدام آمیخته با معنویت و عرفان واقعی» جذب مساجد کنید تا کشور و جامعه از برکات فراوان حضور نسل جوان در مساجد بهره مند شود.

حضرت آیت الله خامنه ای همچنین تدوین سرگذشت مساجد را در قالبهای گوناگون نظیر کتاب، عکس و یا نماهنگ، برای آگاهی جوانان امروز و فردا مهم خواندند.

رهبر انقلاب در پایان سخنان‌شان تأکید کردند: با وجود همه دشمنی‌های گسترده، آشکار، پنهان و پیچیده قدرتهای ظالم و زورگو، کلمه طیبه جمهوری اسلامی روز به روز در حال استحکام و اقتدار بیشتر است و به برکت ایمان و اتحاد مردم این توطئه‌ها همچنان بی‌نتیجه خواهد ماند.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری رییس مرکز رسیدگی به امور مساجد در گزارشی با گرامی‌داشت روز جهانی مسجد، گفت: مسجد زمینه‌ساز ارتقای بصیرت مردم ومرکز تربیت مجاهدان و مومنانی در تراز انقلاب اسلامی است.

آقای حاج علی اکبری با بیان اینکه بیش از ۹۷ درصد شهدای کشور از پرورش‌یافتگان مساجد هستند، خاطرنشان کرد: «تعیین چشم‌انداز»، «فرهنگ سازی»، «همکاری ائمه جماعات»، «تشکیل جبهه مشترک و متحد برای گفتمان سازی»، «استفاده از ظرفیت نخبگان و جوانان»، «اداره مسجد با مشارکت مردم» و «استفاده از ظرفیت مسجد برای ساخت جامعه مؤمن»، از مهمترین اهداف و برنامه‌های مساجد است.



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)
جنگ با اولین گلوله آغاز شد....................

اما .................................

با آخرین گلوله، پایان نیافت.....................

اینک، به ظاهر همه چیز عادیست...........................

اما هنوز......................

مادری  به در چشم براه است.............................

مردی  روزهای گرد گرفته خاکریز را مرور می کند............................

هنوز لبخند یک قاب می تواند ،  زنی را تکیده کند.......................

آری..................

 قطنامه  و برجام تنها کاغذ ها را سیاه می کند.................

و جنگ هم چنان جریان دارد................




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)

رفقای شهیدم.......................

قسمت مباد به فتوای نان و نام، مشغول آب و دانه بگردد کبوترم.

ای آسمانیان که زمین جایتان نبود، مانده است خاطرات شما لای دفترم.

باشدحرام شیر حلالی که خورده ام..........................................

  روزی اگر ز خون شما ساده بگذرم.............................

  .........................





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 شهریور 1395 توسط خادمین مسجد ، پایگاه ، کانون و هیئت مذهبی مکتب الزهرا (س)

از خجالت سرش را پایین انداخته بود و اشک می ریخت.

چاره‌ای نبود...

آخه به رفیقش قول داده بود

اگر شهید شد دستش را بگیرد حالا او ماند.

ولی رفیقش........................................................................




(تعداد کل صفحات:305)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

درباره وبلاگ

این پایگاه اطلاع رسانی منعکس کننده ی اخبار ویژه ی مسجد چهارده معصوم ( علیهم السلام )
و پایگاه مقاومت سردار شهید مهندس حسین شوریده و کانون فرهنگی و هنری حضرت آیت الله خامنه ای
و هیئت مذهبی مکتب الزهرا ( سلام الله علیها ) شهرستان گناباد و مطالب خواندنی و اخبار روز جهان می باشد.انتظاراست با ارائه ی نظرات و انتقادات سازنده ی خود ما را در راهی که در پیش گرفته ایم که همانا راه پاک ولایت و شهداست یاری فرمایید.
ما ذوالفقار حیدریم...فدائیان رهبریم.




...................
دعای زیارت عاشور*
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَیكَ یَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ اَمیِر المُؤمِنِیَن وَ ابْنَ سَیِدِ الوَصیّیَن اَلسَّلامُ عَلَیكَ یَا بْنَ فاطِمَةَ سَیِدَةِ نِساءِ العْالَمِینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَیكَ وَ عَلی الَأرواحِ الَّتِی حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَیكُمْ مِنْی جَمِیعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَیتُ وَ بَقِیَ الَّلیلِ وَ النَّهارُ یا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصیبَةُ بِكَ عَلَینْا وَ عَلی جَمیِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصیبَتكَ فی السَّمواتِ عَلی جَمیع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَیكُمْ اَهْلِ البَیتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتی رَتَبِكُمُ اللهُ فیها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِینَ لَهُمْ بِا لتَمكیِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَی اللهِ وَ اِلَیكُمْ مِنهُمْ وَ اَشیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلیائهِمْ یا اَبا عَبدِ الله اِنی سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلی یُومِ القِیمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِیادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِی اُمَیةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبی اَنتَ وَ اُمّی لَقَدْ عَظُمَ مُصابی بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذی اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَنی اَنْ یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلی اللهُ عَلَیهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلنی عِندكَ وَجیهًا با الحُسَینِ عَلیهِ السَّلامُ فیِ الدُنیا وَ الأخِرَةِ یا اَبا عَبْدِ اللهِ اِنی اَتَقرَّبُ اِلیَ اللهِ وَ اِلَی رَسُولِهِ وَ اِلَی اَمیر الُمؤمِنینَ وَ اِلی فاطِمَةً وَ ِالی الْحَسَنْ وَ اِلَیكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَنی عَلیهِ بُنیانَهُ وَ جَری فی ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَیْكُمْ وَ عَلی اَشیاعِكُمَ بَرِئتُ اِلیَ اللهِ وَ اِلیكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَی اللِه ثمَّ اِلَیكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبینَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشیاعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنیّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّی لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذی اَكرَمَنی بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَولیائِكُمْ وَرَزَقنِی اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ اَنْ یَجعَلنِی مَعَكُمْ فی الدُّنیا وَ الاخرةِ وَ اَن یُثَبِتَ لی عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فی الدُّنیا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن یُبَلغَنیَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ یَرزُقَنی طَلَبَ ثاری مَعَ اِمامٍ هُدی ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذیِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ یَعطنِی بِمصابی بِكُمْ اَفْضَلَ ما یُعطی مُصاباً بِمُصیبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَیِتها ِفی اِلاسلامِ وَ فی جَمیعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلنی فی مَقامی هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحیایَ مَحیا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتی مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَیَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعینُ ابنُ اللعینِ عَلی لِسانِك وَ لِسانِ نَبِیكَ صلیَّ الله علیهِ و اله فی كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ فیهِ نَبیكَ صلی الله علیهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفیانَ وَ معاویةَ وَ یزیدَ بْنَ مُعاویةَ عَلیهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدینَ وَ هَذا یَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِیادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُیَن صَلواتُ اللهِ عَلیهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَلیهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَلیمَ اللهمَّ انی اتقربُ الیكَ فی هذا الیومِ وَفی مَوقفی هذا وَ اَیام حَیوتی بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَلیهَمّْ السلامُ پس می گویی صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التی جاهدتِ الُحسین وَشایعتْ و بایِعتْ و تابِعتْ علی قِتله اللهمَّ العنهم جمیعاً پس میگوئی صد مرتبه السلام علیكَ یا ابا عَبداللهِ وَ علی الاَرواح الَّتی حَلت بفنآئِكَ علیكَ مِنی سلامُ الله ابداً ما بَقیتُ وَ بقیَ اللیلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمنی لزیارتكم السلامُ علی الحسین وعلی علی بن الحیسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین پس می گوئی اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن منی وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثانی وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ یزید خامساً و العن عبیدَ اللهِ بن زیادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابی سفیانَ وَال زیاد و ال مروان و الی یوم القیامَة پس سجده می روی و میگوئی اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرینَ لَكَ علی مصابهم الحمدُ للهِ علی عَظیمِ رَزیتی اللهمَّ ارزقنی شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَینِ وَ اَصْحابِ الحُسَینِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَینِ عَلَیه السَّلام.
عاشقان حسین(ع) التماس دعا
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا با پرداخت حقوق میلیونی به دکترها و اختلاف طبقاتی وحشتناک با دیگر کارمندان دولت موافقید و آن را به جا و تایید می کنید؟





نویسندگان
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

قالب وبلاگ